--------- Children Of Bodom ---------
Children Of Bodom ، یک گروه Black که در سال1993 در فنلاند تشکیل شد. اسـمش به یکی
از بزرگترین کشتارها در تاریخ اسکاندیناوی بر میگرده. گروه با نوازندگی گیتار و خوانندگی Alexi
Laiho و درام Jaska Raatikainen تشـکیــل شـد. Lead گـیـتاریــــســت گــــروه Alexander 'Ale'
Kuoppala ، Henkka Blacksmith بیسیست و Janne Wirman نـوازنده کـیـبرد گـروه! نوازندگانی
قوی که با توجه به کشورشون و خصوصیات منطقه Scandinavi مانند خیلی از گـروهـهای دیگه
در این منطقه Black و یا به عبارتی Scandinavian black metal هستند.

اولـین آلـبوم گروه در سال 1998 و با نام Something Wild . اولین آلبوم گروه به قدری قوی ارایه
شد که بسـیاری از جمله شنوندگان عادی ، صاحبنظران ، و هواداران گروه رو به خود جلب کرد.
این آلبوم به سـرعت گـروه را مـورد توجه عموم قرار داد ، خصوصا بدلیل توانایی های منحصر به
فرد نوازندگان گروه خصوصا Lead Guitarist قوی گــروه. اسـتفـاده از یـک گـیتار نـوازی سریع و با
تــکـنـیـــک ، اولـیـن آلـبــوم گـروه رو بـه قـدری قـوی عـرضــه کـرد کـه بـه عـقـیده کـارشــناســان
Progressive Black را به طــرز قـوی جـزو بـهتـرین هــای متـال معرفی کرد و بسیاری از مخالفین
Black را تحت تاثیر این سبک قرار داد. این اثر با بسیاری از نقد های خشن و دور از واقعیت نیز
روبرو شد. نقدهای موافق و مخالف در مورد این اثر بسیار ارایه شد ، اما به طور کلی این اثر رو
واقعا بی رقیب مبدونن. نوازندگی Jaska Raatikainen رو در این آلبوم عالی به شمار آوردن و به
نوعـی در برخـی از Song ها اون رو پـیش برنـده کار گـروه مـیدونن. خصوصا در Track های مثل
Lake Bodom و Red Lights in my eye . کوتاه بودن زمـان این البوم که حدوده 35 دقیقه هست
رو بزرگنرین مشکل آلبوم میدونن. In The Shadows و Lake Bodom از ایـن آلـبوم واقعا قوی کار
شده. کار بعدی گروه در ســال 1999 و با نـام Hatebreeder عرضـه شـد. به دیـده کارشـناسـان
سریعتر ، اجرای قـوی تـر و Heavy تر از کـار قـبلـی گـروه. در دیـد کـلی آلبوم رو یه کاره Black به
حساب میـارن امـا شیـوه خـوندن خـواننـده گـروه رو بیشتر نزدیک به Scandinavian Black metal
میدونن. دقیقا چــیزی که گـروه و هوادارانـش اونـو بـیشتر دوسـت دارن. کـارهـای ایـن آلــبوم رو
دوست داشتـنی و زیـبا میدونن ، اما با زیـاده روی خواننده گروه در استفاده از صدای جیغ دار و
ترس آور. دقیقا همون 2 مـوردی که میشـه جـزو خصـیصه های Black به حساب آورد. نوازندگی
گیتار رو بسیار خشن و سریع و نوازندگی درام رو نامانوس میـدونن. یه مورد جالب در مورد این
اثر استفاده بیش از حد سرعت در نوازندگی گـیتار میدونن . در مـورد تکـنیک دو نـوازنـده گــروه
هـیـچ شـکـی وجـود نـداره ، امـا اسـتفـاده بــیش از حـد سـرعـت کـمی از ظـرافـت کـار به دیده
کارشناسان کم کـرده. و هـمیـن بـاعـث شـده COB رو جـزو سـریعتریـن گـروه هـای متال تا حال
میدونن.Follow the Reaper عرضــه شـده در سـال 2001 ، کـه عقـیده دارن در اون شـادتـریــن
ریتمهای که تو Black با کیـبرد زده شـده رو داراسـت. کـاری قـوی از نـظر سرعت و بحث Mix به
حساب میاد.

COB به طور کلی یکی از بهترین گروههای Black ی که تا به حال وجود داشته به حساب میاد.
Drum رو قوی و Lead Guitar رو عالی میدونن. سرعتی و در عین حال تکنیکی . نوازنده ریتم و
خواننده رو هم قوی میدونن. خصوصا به دلیل جنس صدا که با خصـوصـیت هـای Black مطابقت
داره. Cover های آلبومهای گروه اصولا از یک فرم با افراط در ترس ، رنگ زمیـنه کـار شـده. طرح
Cover ها هم اصولا از یک شخصیت ترسناک که در Video ها شون هم ازش اسـتفاده شـده ،
طراحی شده. Every Time I Die رو از نظر خوده گروه بهترین و دوست داشتنی ترین است .
Videoبسیار زیبایی داره که باز هم از همون شخصیت استفاده شـده. Video اهـنگ Downfall
از گروه هـم زیـبایـی خاصـی داره کـه میـشـه سـرعـت نـوازندگــی و ضـرافت Lead گیتار گروه رو
دیـد.یـک تـم سـبز رنـگ کـل کـار رو تـحــت تـاثـیر قـرار داده. مـثـل اکـثر گـروهـهـای مـتال دیـگه از
IronMaiden کاور کرده ، آهنگ The Trooper که بسیار سرعتــی و بـا خصیـصه های Black کـار
شده.
سازهاي مورد استفاده در سبک متال
در متال اصيل و پايه از 3 ساز گيتار الکتريک و بيس و درامز استفاده ميشه که باز در گروههاي اصيل 2 نفر هستند که گيتار الکتريک ميزنن که يکي زدن ريتم و ديگري ليد رو بر عهده داره . (ريتم مجموعه اي از چند ريف (Riff) هستش که در زير گيتار ليد نواخته ميشه و اکثرا 2-3 ريف هست که تکرار ميشه ريف هم خودش ميتونه مجموعه اي از Palm Mute هايي باشه ( پالم ميوت تکنيک خاصي هستش که در سبک متال کاربرد بسياري داره که دست راست که پيک يا مضراب رو ميگيره روي قسمتي از انتهاي بدنه گيتار جايي که سيمها وارد بدنه گيتار ميشن ( Bridge ) قرار ميگيره و بعد پيک روي سيمها زده ميشه که صداي سيمها خفه شده و صداي جالبي رو ايجاد ميکنه ) و يا ريف ميتونه مجموعه اي از کوردهايي باشه که به صورت متناوب اجرا ميشن که بسته به گرايش خاص موسيقي متال متفاوت هستند . ولي در کل وجود پالم ميوت در بخش ريتم بسيار حائز اهميت هستش . ) ( ليد مجموعه اي از ملوديها و ليکهايي (Lick) هستش که روي گيتار ريتم نواخته ميشه و گيتار ليد کار تکنوازي و نواختن سولو رو بر عهده داره . ليک هم مجموعه اي از تنهايي هست که طبق قانون خاصي اجرا ميشن و در اکثر سولو ها وجود دارند و شنيده ميشن هر گيتاريستي از ليکهاي خاصي استفاده ميکنه که حالتي سليقه اي داره و ميشه گفت از روي ملودي ها و ليکهايي که گيتاريست از اونها استفاده ميکنه ميشه لهجه يک گيتاريست رو مشخص کرد ) گيتار بيس که حالت متداولش در سبک متال سازي هستش که از 4 سيم تشکيل شده ولي خوب بيس 5 سيم 6 سيم 8 سيم و ... هم وجود دارند . در حالت استفاده درست از بيس فضاهاي خالي در موسيقي متال رو با بداهه نوازي خوب و قوي که از نوازنده بيس شنيده ميشه پر ميکنه ولي در اکثر گروهها هم هست که بيس همون نتهاي گيتار ريتم رو ميزنه با تفاوتي جزئي که ميشه ايجاد اين تفاوت رو هم به درامز مربوط کرد که در بسياري جاها بيس با درامز هماهنگ ميشه . درامز هم که از تيکه هاي متفاوتي تشکيل شده در حالت متداول سبک متال 3-4 Tom يک Snare و 2 تا بيس درام به همراه چندين سنج Cymbal که انواع سنجها که هر چي بيشتر باشند مشخصا تنوع براي ساخت لاين درامز بيشتر ميشه و دست درامر بازتر ميشه انواع سنجهايي که متداول هستند و صداي اونها رو در آهنگهاي متال ميشنويم ( Hi-hat , Crash , Ride , Splash , Chinese) هستند که مثلا صداي "هاي هت" اگه باز باشه و يا بسته باشه متفاوته و صداي رايد هم اگه روي قسمت Bell زده بشه و يا رو بدنه سنج باز متفاوته ! پس ترکيبي از اين چند ساز موسيقي متال رو با اين همه تنوع ايجاد کرده .
در موسيقي متال براي تغيير صداي گيتار از افکت هاي زيادي استفاده ميکنند . انواع صداهاي Distortion (نوعي افکت که شاخص سبک متال هست) که با انواع افکتهايي از قبيل Flanger و Chorus و ... ترکيب ميشن و يا صداهاي Clean هستند که باز ميتونن به صورت تنظيمات مختلفي مورد استفاده قرار بگيرند . گيتار ليد باز از انواع پدالهاي Wah استفاده ميکنه که در صدا تغييرات خاص و جالبي ايجاد ميکنند .
گرايشهاي مختلف سبک متال
سبک متال داراي گرايشهاي مختلفي هست که به نحوي در اون گرايش خاص يا صداي خواننده ( وکالز ) فرق ميکنه و يا نوع نواختن همون 3 ساز اصلي و يا سازهاي ديگه اي به اين 3 ساز اضافه ميشن . اين عوامل و بعضي از عوامل ديگه که ميتونن محتواي متنهاي گروهها هم باشه باعث ميشه که گرايشهاي مختلفي از سبک متال زاده بشن! انواع مختلفي از قبيل Doom Metal , Death Metal , Progressive Metal , Black Metal, Thrash metal و ..... رو ميتونيم گرايشهاي مختلف سبک متال دونست که باز خود اين گرايشها نيز تقسيم بندي ميشن .
ساختار آهنگهاي متال
اصولا آهنگهاي اين سبک از قسمتهاي مختلفي تشکيل شدند که اين ساختار ميتونه تغيير پذير باشه ولي در حال کلي يک آهنگ در سبک متال بايد از قسمتهاي زير تشکيل شده باشه :
Intro - Verse - Chorus - Solo - Outro که باز اين قسمتها اضافه و يا کم ميشن . قسمت Verse که معمولا قبل Chorus قرار ميگيره و قسمتي هستش که وکالز همراه گيتار ريتم اجرا ميشه و متن نسبتا طولاني تري نسبت به Chorus رو به همراه داره . قسمت Chorus قسمتي هستش که اکثرا بعد از شنيدن اهنگ در ذهن ميمونه و اين تو ذهن بودن از معيارهاي Chorus هستش شايد دليلش اين باشه که ملودي خاصي داره و چندين بار هم تا آخر آهنگ تکرار ميشه اکثرا اسامي آهنگ در Chorus آهنگ ها هم تکرار ميشن . قسمت سولو رو که قبلا هم بحث کرديم قسمتي از آهنگ هستش که گيتار ليد هنرنمايي ميکنه و ميشه گفت از جذابيت موسيقي متال سولوهاي خوبي هست که در اين سبک وجود دارد .
اولین بار که این متن رو خوندم حسابی حال کردم ولی بعد یه چیزایی از اوانسنس دیدم که کاملا نظرم عوض شد
دوست من از دست این خواننده ها همه چیز بر می یاد می ایند روی صحنه خیلی محترم ولی پشت صحنه ازشون یه چیزای دیگه می بینی من اولش می گفتم ایول
خدایی اوانسنس عجب ادم با حالیه ولی...
حالا هم باهاش مخالف نیستم ولی یه جور دیگه می بینمش
WhyYyYyYy

Slipknot یه گروه nu-metal و 9 نفرهای میباشد که در Des Moines, Iowa بوجود آمد.گذشته از
نام هـای واقـعیشون ، اعـضای گـروه از شـماره ی 0 تا 8 هم نامـگذاری شدهاند . Slipknot بـا
موسـیقی تـوانمند و اجـرای قـوی که داره ، در حـال حاضر یـکی از مـحبوبترین گـروههـا از لحاظ
Contemporary music scene نمایش موسیقی معاصر میباشـد . آلبوم ها و موزیک ویدئوهای
این گروه به موفقیت تجاری بالایی رسدند، همچنین این گروه نامزد دریافت جایزهیGrammy در
قسمت بهترین آهنگ و گروه Heavy Metal و Hard Rock شد.
این گروه ، مـعروف به داشـتنِ شمـایل عجیبوغریبه : اعضای گروه یونیفرمهـای شبـیه به هـم
میپوشن[روی بعضی از آنها بارکدهایی چاپ شده] و هر کدام داری ماسکی هستن.گروه در
سال 1995 تشکیل شده و اولیـن دمـوی خـود بنام Mate.Feed.Kill.Repeat را در ســال 1996
منتشر کرد. این آلبوم شروع خوبی برای گروه بود و توجه چند کمپانی بزرگ رو به خودش جلب
کرد.سرانجام Slipknot با Roadrunner Records قرارداد بست و اولین آلبوم اصلی خودشون که
هم نام خود گروه هست رو در June سال 1999 منتشر کردند. این آلبوم برای گروه موفقیتآمیز
بود و یکی از منتقدان در مورد گروه گفت: «Slipknot یه چیزه دیگهاس و با بقیه کاملا فرق داره،
اونا واقـعا عـالی هستـن.» برگذاریه تورهای زیاد [از جمله شرکت در فستیوال Ozzfest در سال
1999 باعث شد گروه طرفداران زیادی پیـدا کرده و دنبال اولین آلبوم ، Slipknot آلبوم بعدی بنام
Iowa رو در سال 2001 منتشر کرد و فراتر از حد انتظـار در همـان اوایـل انـتشار در مــکان سوم
جدول Billboard قرار گرفت . گـروه بـرای تبلیـغ آلبـوم دوباره دست به برگذاریه تورهای سخت و
فشرده زد بعد از یک وقفهی 2 ساله، گروه در سال 2001 دوباره گرد هم جمع شدند و شروع به
ضبط آلبوم جدید کردند آن هم با یکی از مشهورترین تهیهکنندههای جهانی بنام Rick Rubin که
با کسانی از جمـله Johnny Cash گرفته تـا Beastie Boys و Slayer کار کـرده بود. گروه، سومین
آلبوم خود بنام Vol. 3 (The Subliminal Verses) رو در May ســال 2004 مــنتشـر کرد . بیشتر
مقالات انتقادی در مورد این آلبوم مثبت بود. New Musical Express نوشته بود: «دست کم دو
سوم آهنگهای این آلبوم دارای عناصر speed metal میباشد». این آلبوم در جداول Billboard
دوم شد. از چندتن از اعضای گروه با صورت بـدون مـاسـک عکس گرفته شده، از جمله: Corey
Taylor [خواننده] و James Root [گیتاریست] کـه در گـروه Stone Sour هم فـعالیـت میکنند،
Joey Jordison [درامر] با گـروه جـانبـی خـودش بـنام Murderdolls، Shawn Crahan [نوازندهی
اسباب کوبهای] با گروه To My Surprise، Mick Thomson در مجلهیTotal Guitar، و Paul Gray
[بیسیست] که عکس از او بخاطر ارتکاب جرم در ادارهی پلیس گرفته شده.منتقدان در قراردادن
Slipknot در یکی از سبک های nu metal / mallcore یا سبک هـای دیـگر اختلاف نظر دارن. در
واقع هنوز بر سره اینکه موسـیقی ایـن گــروه در چـه دستـه ای قرار داره اخـتلاف نظر وجود داره
.منتقدان بر سره مواردی که در زیر اشاره میکنم .
بر سره Themeها و آلات موســیقی کـه Slipknot از اونا اسـتفاده میکـنه بـخصوص نـادر بـودن
guitar solos در قطعات ، در اسـتفاده از turntables و رپخــوانی که نـشون مـیده این گروه به
گروههای nu metal شبیه.
استخوانبندیه آهنگها ساده هستند و اغـلب مـحدود میشن به دو نت در هر Riff قطعهای که
همینطور در حـال تـکرارشدن است] . امـا بـرعـکس، پشـتیبانانِ Slipknot مـیگـویند که اکثریت
موسیقی اونا فاقد ترکیبات Lyrical بر پـایه Rap مـیباشد اگـرچـه تاثیرات رپ در بعضی از اولین
کارهای آنهـا مشـهوده . اضـافه بر این بیشتره تنظیمات الات موسیقیه آنها از نوع nu metal
نیست.با انتشار اخرین آلبوم، " Vol. 3: The Subliminal Verses"، طرفداران احساس کردن که
با اضافهشدن Soloها ، بحث در مورد سبک گروه، آروم بشه. اگرچه گفته میشه این یک تغییر
هشیارانه برای ادامهی موفــقیت تجـاریه گـروه بود . سـبک خــواندن و Vocals گــروه بـیشتـر به
Hardcore نزدیکه تـا Metal . به نـظر بـعضیهـا ، اضـافه کردن سلوها در آلبومِ اخر بعلت تعویض
تهیهکننده میباشد چون سلوها در کارهای اولیه Slipknot خیلی کم بودند. اما بحث و مناظره
در این مـورد ادامه دارد . بعضـی از مخـالفان ، Slipknot رو به صـادق نـبودن و بـی ریا نـبودن در
موسیقی شون ، اجـراهای خشن در صحنه، جیغکشیدن فقط برای فروش بیشتر آلبومها و نه
بخاطر اینکه اونا مخالف دنیا هستن. یک مخالف میگوید:«Slipknot مثله خواهرکوچولوی ماها
دوست داره جیغ بکشه،جیغی که بلند و خشن و در عینحال رنجشآور است. همیچنین گفته
میشه که گروه برای بازاریابی و کسـب موفقـیت تجـاری بیشتر ، دست به نمایشهای عجیب
غریبی میزنه . ولـی با این حال بعضـی اسـتدلالهـا مبنی بر این هست که گروه از این نظر با
گروههای متال دیگه ، هیچ فرقی نداره و این یک تصویری هسـت که امروزه در بیشتره گروههای
مهم دیده میشه . گفـته میشـه در بـعضی از اشــعار مـثله " If you're 555 then I'm 666!
What's it like to be a heretic"، قصد و نیت شیطانی وجود داره، اما با این وجود، اعضای گروه
این اشعار رو صرفا بخاطر بازاریابی قلمداد میکنن.
-----------------------------------------------------------------------------------
اینم خداترین نظری که تاحالا شنیدم درباره متال از Mizty :
من خودم خوره ی متتالم .. اما زندگی نه فقط متاله نه فقط راک یا هر سبک دیگه ... این قدرام دنیا محدود نیست .. می تونی همشو با هم داشته باشی .. تجربش کنی.. هر چی یه بدی داره و یه خوبی .. عقیده ی هر کس هم برای خودش محترمه ...
اگه یکی عربده می زنه به من آرامش می ده قطعا تن مامانمو می لرزونه!!
مثال زدم !!!!!
به هر حال ..
خودم خیلی حال کردم باهاش گذاشتم شمام بخونین .
از بلاگ System of a Down

Anathema ، یه گروه Doom ، Gothic متالی که در سال 1990 شکل گرفت. گروه توسط برادران Cavanagah شکل گرفت. دو برادری که هر دو گیتار میزدن. با خوانندگی Darren White ، بیس Duncan Patterson و درامری با نام John Douglas . با نام اصلیه Pagan Angel .
•Anathema یه گروه انگلیسیه Doom و Goth متاله. سبکی که میشه Paradise Lost و My Dying Bride رو هم ازش نام برد. Anathema خودشون بر این عقیدا که چیزی بین Doom و Death متال بوجود آمدن، به ظاهر کارهاشون هم بیان گر همین مسئله هست.
•Anathema کار هاشون رو با چند Demo در سال 1990 و 1991 شروع کردند. یکی از اینها An Iliad Of Woes هستش. که به عقیده کارشناسان یه کاریه که صراحتا از Paradise Lost و Black Sabath الهام گرفته شده. با چند Demo دیگه کارشون رو ادامه دادن تا نهایتا دز سال ۱۹۹۳ اولین آلبوم رسمیه گروه با نام Serenades عرضه کردند. این البومشون 14 Track داره که تمامی این Track ها ساخته جمعی گروه هستش. این البوم رو Doom متال ترین کار گروه میدونن. کاری متوسط از گروه که اونرو برای معرفی گروه کافی میدونن.
•سال 1994 و پس از تورهای مختلف Mini Album ی با نام Pentecost رو عرضه کردند. آلبومی که در مجموع کارهای رسمی گروه قرار نداره. اما اعتقاد دارن اون رو میشه جزو بهترین کارهای گروه دسته بندی کرد. این Mini Album از Anathema 4 Track داره. اما با زمان های طولانی . 10 و12 دقیقه ای!
•بعد از این آلبوم خواننده گروه از اونها جدا شد برای تشکیل یه گروه مستقل. خواننده گروه به علت جنس صدا و علاقه خودش کار رو بیشتر به سمت Death پیش میبرد. پس از جدایی وی سمت حرکت کلی گروه کمی تغییر کرد و به طور کلی بیشتر به یه موسیقی با خاصیت Doom نزدیک شدن و در نهایت آلبوم The Silent Enigma رو در سال 1995 منتشر کردن. Track اولی این Album یا همون Restless Oblivion رو بهترین کار این آلبوم میدونن. Track ی با نام A Dying Wish هم از این Album جزو کارهای قوی گروهه. با یه Solo یی آروم و دلنشیم شروع میشه. سولویی به نسبت طولانی که به یک باره با همراهی گروه قوی میشه. و صدای خواننده اضافه میشه. یک کاره سنگین و دارای یک ریتم زیبا که از نظر سرعت و نحوه خواندن خواننده کاملا در نوسانه. این کار خیلی زیبا کار شده. خصوصا اونجایی که با فرباد SILENCE خواننده همه سازهای یک لحضه ساکت میشن. جاهایی از این آهنگ کار بر اساس Bass به پیش میره. ضربه های آروم به Drum و یک جو Atmospheric ه قوی که جزو نقاط قوت Anathema به حساب میاد.
•سال 1996 و آلبوم Eternity از گروه. عده ای اون رو بهترین کار گروه میدونن. کاری که از اون خشونت باقی مونده از Death متاله موجود در The Silent Enigma جدا شده و خشونت Guitar هاش با یک جو Atmospheric که توسط Keyboard تداعی میشه پیش میره. کاری که به عقیده کارشناسان چیزیه که تو گروه PINK FLOYD میشه دید. با این آلبوم تداعی کننده یک گروه جدید به حساب اومدن ، نه در حد یک گروه Doom ه دیگه. جزو نقاط قوت این کار همکاری Les Smith نوازنده Keyboard ه گروه Cradle of filth به حساب میاد.
•بعد از این Album هم درامر گروه اونها رو ترک کرد و با یک درامر جدید عوض شد. در سال 1998 البوم Alternative 4 رو عرضه کردند. از این آلبوم Fragile Dreams رو کاری قوی میدونن. سال 1999 و آلبوم Judgment که بازهم کاری قوی از Anathema رو نشون داد. این آلبوم باز با همراهی درامر اصلی گروه بود که به گروه بازگشته بود. و باز هم 2 آهنگ خوب آلبوم رو ساخت. یعنی Don't Look Too Far و Wings of God . طرح Cover این آلبوم با Wing Of God ارتباط مستقیم داره. یک طرح بی نظیر که بسیار مورد تو جه قرار گرفت. این آلبوم رو نوعی برگشت مقتدرانه Anathema میدونن.
Anathema به طور کلی جزو گروههاییه که واقعا در سبک خودشون جایی برای حرف نذاشتن. کارهاشون اصولا دلنشینه. نوازندگی قوی سازها و صدای خوب خواننده گروه. گروهی که از چیزی بین Doom/Death متال به بهترینهای Doom/Goth تبدیل شد.

Marylin Manson New Music
Heart-Shaped Glasses
پس از اين اجراها بود که گروه تصميم گرفت تغييراتی در خود بوجود آورد و نقاط ضعف خود را تقويت کند . از اين رو شخص جديدی بنام جف وانر به جای مک گاونی وارد گروه شد ولی اين عضو جديد هم نتوانست رضايت لارس و جيمز را جلب کند و پس از مدتی از گروه کنار گذاشته شد . سر انجام در اواخر سال 1982 شخصی بنام کليفورد برتون (متولد 15 فوريه 1962 در کاليفرنيا ) که پيش از آن در گروه تروما فعاليت می کرد به گروه پيوست و با آمدن او گروه پيکره اصلی خود را پيدا کرد و آنان در ماه مه 1983 اولين آلبومشان بنام همه آنان را بکشيد را به بازار عرضه کردند . پس از به بازار آمدن اولين آلبوم مشکلاتی در گروه بوجود آمد که نتيجه آن اخراج ديو ماستين از گروه بود که ديو ماستين بلافاصله پس از اخراج از گروه دست به ايجاد گروه رقيبی به نام مگادث زد. پس از اخراج ديو ماستين شخصی به نام کرک همت (متولد 18 نوامبر 1982 در سانفرانسيسکو ) که سابقا در گروه اکسودس فعاليت داشت وارد گروه شد که يکی از بهترين شاگردان جو ساتريانی استاد بنام و پر آوازه ی گيتار بود . همت در اولين اجرايش در 16 آوریل 1983 به خوبی درخشيد و به سرعت خود را با ساير اعضای گروه هماهنگ نمود . گروه در 12 آگوست 1983 اولين اجرای زنده شان را در شيکاگو اجرا نمودند که بيشتر جنبه ی تبليغاتی داشت . سپس آنها برای اجرای دومين آلبومشان بنام سوار بر آذرخش راهی دانمارک شدند.
ولی پيش از آن راهی انگلستان شدند تا به همراه گروه ديگری بنام تويستد سيستر دست به يک اجرای زنده بزنند . آنجا بود که آنان با شخصی بنام پيتر منش که پيش از آن گروه دف لپارد را به شهرت رسانده بود آشنا شدند و برای اجرای دومين اثرشان با وی قرار داد همکاری بستند . در اواسط سال 1984 دومين آلبوم گروه به بازار عرضه شد که در مدتی کمتر از چند هفته چيزی در حدود 100000 نسخه از اين آلبوم به فروش رفت که رکورد خوبی برای اين گروه تازه کار محسوب می شد. اين موفقيت باعث شد که کار اين گروه مورد توجه کمپانی های تهيه و تکثير آلبوم های موسيقی قرار گيرد که در ميان اين شرکت ها موسسه موسيقی الکترا موفق به بستن قرار داد با گروه گرديد . گروه پس از آن برای اجرای زنده راهی اروپا شد که از مهمترين اجراهای آنان می توان به فستيوال مانستر آف راک در انگلستان و متال همر در آلمان اشاره کرد . آنان همچنين در آگوست 1985 موفق به دريافت جايزه گلد به خاطر بهترين گروه در آمريکا شدند . پس از اين موفقيتها گروه تصميم به تهيه سومين آلبومشان بنام ارباب عروسکهای خيمه شب بازی گرفتند و به کپنهاک دانمارک برگشتند . آنان اين آلبوم را در اوايل 1986 به بازار عرضه کردند که با موفقيت فراوانی مواجه شد. آنان سپس در 15 جولای همان سال به همراه فيل کالينس و اريک کلپتون تصميم به اجرای کنسرتی گرفتند که در اين ميان بر اثر حادثه ای مچ دست جيمز هتفيلد شکست و کار گروه برای مدتی کوتاه متوقف شد . گروه به فعاليت خود ادامه می داد تا اينکه حادثه ای وحشتناک باعث توقف فعاليت گروه شد .
در 26 دسامبر 1986 هنگامی که گروه قرار بود در کشور سويد به همراه گروه آنتراکس به اجرای برنامه بپردازند اتوبوس حامل اعضای گروه از جاده خارج شد که بر اثر اين تصادف فردای آن روز يعنی 27 سپتامبر کليف برتون بر اثر شدت جراحات وارد شده در گذشت . گروه به مدت دو ماه دست از کار کشيد تا اينکه جوانی بنام جيسون نيوستد که پيش از آن در گروه فلاتسام اند جتسام فعاليت داشت به جای برتون وارد گروه شد . کار جديدی که آنان پس از آمدن عضو جديد شان به بازار عرضه کردند ...و عدالت برای همه نام داشت که دستگاه قضايی و عدالت جامعه آمريکا را زير سوال برده بود . آنان با طرحی که بر روی اين آلبوم نهادند نشان دادند که حرف اول را پول در اين جامعه می زند و همانگونه که در اين طرح مشاهده می شود الهه عدالت با چشمان بسته و ترازويی با کفه های پر از پول مشغول اجرای عدالت است . متاليکا پس از اجرای در حدود 120 کنسرت ناگهان در اواخر سال 1989 در سکوت غير منتظره ای فرو رفت . اين سکوت تا اواسط سال 1991 ادامه داشت تا اينکه در 12 آگوست آن سال گروه با بيرون دادن آلبوم ديگری بنام سياه دوباره قدم به عرصه موسيقی گذاشت . اين آلبوم شکوه و زيبايی يک کار گروهی را در موسيقی نشان می دهد و قوی ترين آلبوم اين گروه محسوب می شود . تمام ترانه های اين گروه از آهنگ تند ورود مرد شنی تا ترانه های سنگين هيچ چيز ديگری اهميت ندارد و نا بخشوده همه و همه پر از تکنيک و متفاوت با يکديگرند .
آنان برای تهيه اين آلبوم در حدود 11 ماه در استوديو مشغول کار بودند و نتيجه اين کار شبانه روزی آلبومی شد که چيزی در حدود 5 سال جزو پر فروشترين آلبوم های موسيقی جهان محسوب می شد و در حدود 10000000کپی رسمی از اين اثر در سر تا سر جهان به فروش رسيد. آنان از آگوست 1991 تا ژوييه 1993 اقدام به بر پايی 4000 کنسرت در سراسر جهان نمودند و اولين اجرای آلبوم جدیدشان برای هزاران تماشاچی مشتاق به صورت رایگان انجام دادند . یکی از بهترین اجراها کنسرت بزرگی به مناسبت در گذشت فردی مرکوری خواننده مشهور گروه کويين بود که به همراه گروههای ديگری چون گانزنروزز و ديگر اعضای گروه کويين اجرا شد که بليطهای اين کنسرت به نفع بيماران مبتلا به ايدز فروخته شد .
پس از آن گروه از فعاليت خود کاست وبه استراحت پرداخت . در اين زمان شايع شد که گروه قصد دارد به کار خود پايان دهد و قرار است اعضای گروه به کار خود پايان دهند تا اينکه در سال 1996 گروه با ارايه آلبوم جديدشان به نام بار گيری به شايعات پايان دادند که از لحاظ سبک و محتوای اشعار کاری متفاوت محسوب می شد . آنان در سال 1997 کار ديگری بنام بارگيری دو باره را نيز به بازار ارايه کردند که به گفته اعضای گروه مکمل کار قبلی آنها محسوب می شود. در اوايل سال 1998 گروه متاليکا کار ديگری بنام روزهای همکاری در گاراژ را به بازار عرضه نمود . اشعار اين آلبوم که 27 ترانه می باشد متعلق به گروههای ديگر است که توسط گروه متاليکا باز خوانی و اجرا شده است .
درست يک سال بعد يعنی در سال 1999 گروه آلبوم جديد و کاملا متفاوتی را به نام سمفونی و متاليکا را به بازار عرضه نمود . آنان در اين آلبوم بيشتر کارهای قديمی شان را باز نويسی کردند و برای اجرای اين آلبوم از يک ارکستر سمفونيک کامل استفاده نمودند . آنان در اين آلبوم 2 کار جديد به بازار عرضه نمودند که انسان منفی و شبدر بدون برگ نام داشتند . از ديگر کارهای گروه ميتوان به تک آهنگ زيبای نا پديد می شوم نام برد. پس از ارايه اين ترانه گروه فعاليتهای خود را متوقف نمود و کار قابل توجهی را عرضه ننمود که از دلايل آن ميتوان فقدان نوازنده بيس و ترک الکل جيمز را نام برد. گروه پس از ترک جيسون با همکاری رابرت تريژيلو بيسيست سابق آزی آزبورن در سال 2003 آلبوم خشم مقدس را راهی بازار نمود که در 5 سال گذشته در ايالات متحده از نظر فروش بی سابقه بوده است . از نظر بسياري افراد اين آلبوم را به هيچ وجه نمي توان با ساير آلبومهايشان مقايسه كرد ولي نيوستد كه مدتي هم بعد از متاليكا با آزي كار كرد عنوان نمود كه جيمز يا همان گروه متاليكا در هر كارش ايده و ابتكار جديدي دارد .
بعضیا کامل DownLoad کردن بعضی ها هم چند تاش رو به هر حال از همه معذرت می خوام ، بیشتر داش حمید که کامل DL کرد و رفته بود تو فازه CHESTER ![]()
![]()
بالاخره کاملش رو گیر آوردم
1979
گیتار زدنو از کی شروع کردی؟
وقتی 11 سالم بود.
.
چرا رفتی طرف گیتار؟
به خاطر علاقه ام به rock
گروههای مورد علاقه؟
Nine Inch Nails, Mötley Crüe, Stone, Obituary, System Of A Down, Shadows Fall, Suicidal Tendencies, Black Label Society
موسیقیدانهای مورد علاقه؟
تمام گیتاریستهای ازی(Randy Rhoads, Jake E. Lee, Zakk Wylde),
و Steve Vai, Slash, Jeff Waters, Tommy Lee, Twist Twist Erkinharju
بهترین موسیقیدان تمام زندگیت؟
نمیدونم...ایده ای ندارم...شاید مامانم!!
اولین البومی که خریدی؟
اولین البوم از W.A.S.P بود...فکر کنم.
5 البومهای مورد علاقه در تمام دوران زندگیت؟
W.A.S.P - W.A.S.P
Steve Vai - Passion And Warfare
Ozzy Osbourne - Tribute To Randy Rhoads
Stone - No Anasthesia!
System Of A Down - Mesmerize
البومهای مورد علاقه از قرن21 ؟
In Flames - Reroute To Remain
Pain - Dancing With The Dead
Slipknot - Vol. 3 The Subliminal Verses
اولین کنسرتی که رفتی چی بود؟
Dire Straits
بهترین اجرای زنده ای که دیدی یا دوست داری ببینی؟
اجرای سال 95 گروه PANTERA درHelsinki (فنلاند) و اجراهای ozzy ولی میدونم هرگز دیگه این اتفاق نمیفته!
اهنگ و البوم مورد علاقه از COB ؟
اهنگ Living Dead Beat و طبیعتا البوم ARE YOU DEAD YET
اهنگی که دوست داری تو اجراهای زنده بزنی؟
Hate Me!
با چه گروههایی دوست داری رابطه داشته باشی؟
OZZY و METALLICA
نقطه اوجی که در شغلت داشتی(رو یا خارج از صحنه)؟
بار اولی که در ژاپن کنسرت داشتیم عکس دسته جمعی که به همراه Zakk Wylde و Steve Vai برای مجله Guitar World گرفتیم!

بدترین لحظه ای که تو شغلت داشتی(رو یا خارج از صحنه)؟
وقتی Alexander گروه رو ترک کرد همه چیز ریده شد توش! (این روزا دیگه بهش اهمیت نمی دم ولی به هر حال وقت زیادی از گروه گرفت)!
احمقانه ترین موقعیتی که توش قرار گرفتی(رو یا خارج از صحنه)؟
وقتی داشتم اهنگ Youth Gone Wild رو به همراه Sebastian Bach می خوندم...کاملا مست بودم....سه تا از استخوانهای مچمو شکستم....دو تا از دنده هام ترک برداشت...هر دو تا پام اسیب دید...پای جفت چشمام سیاه شد...بخیه خوردم و تمام بدنم جرواجر شد!...خودتون حساب کنید چی شد!!!!!
عجیبترین جایی که روش امضا دادی؟
یه wheelchair !!
پر فشارترین لحظه ای که تو شغلت داشتی؟
تو فستیوال Metalway در اسپانیا اسم البوم چهارممونو (Hate Crew Deathroll) وقتی داشتم سخنرانی میکردم یادم رفت!!! ببینید چه حالی داشتم!!!!
احمقانه ترین شایعه ای که راجب خودت شنیدی چی بوده؟
اینکه gay ام و با Janne warman(کیبورد گروه) رابطه جنسی دارم!!!
گروههایی که علاقه داری باهاشون Tour بذاری؟
Hypocrisy, Shadows Fall
نوشیدنی و سبگار مورد علاقه؟
نوشیدنی Jameson, Jack Daniel´s, White Russian و سیگار Lucky Strike
ماشین رویاییت؟
71 Dodge Charger با موتور 440 cid
فیلم و بازیگر مورد علاقه؟
فیلم Die Hard و بازیگر Bruce Willis
بازیهای کامپیوتریه مورد علاقه؟
GTA Vice City/San Andreas, Silent Hill 3, Tony Hawk´s Underground, Grand Turismo 4
تو وقتهای بیکاریت چه کاری دوست داری انجام بدی؟
برم مهمونی.... video game بازی کنم .... با ماشین چرخ بزنم... و بخوابم!
بدترین عادتت؟
خودم بودن!
اگه موسیقیدان نمی شدی چی می شدی؟
یه تنبل بیکار!
خودتو در سه کلمه توصیف کن؟
Living Dead Beat
تو 10 سال اینده خودتو کجا میبنی؟
نشستم پشت لپ تاپ Henkka (بیسیست گروه)و دارم به اینجور سئوالا جواب می دم!
تجهیزات مورد استفاده؟
ESP guitars, Lee Jackson pre amps, VHT power amps, DR strings, Dunlop picks
01. Tony Iommi (BLACK SABBATH)
02. Kirk Hammett & James Hetfield (METALLICA)
03. Angus & Malcolm Young (AC/DC)
04. Randy Rhoads (OZZY OSBOURNE)
05. Eddie Van Halen (VAN HALEN)
06. Jimmy Page (LED ZEPPELIN)
07. Dimebag Darrell (PANTERA, DAMAGEPLAN)
08. Zakk Wylde (OZZY OSBOURNE, BLACK LABEL SOCIETY)
09. Adam Jones (TOOL)
10. Kerry King & Jeff Hanneman (SLAYER)
11. Dave Murray & Adrian Smith (IRON MAIDEN)
12. Jimi Hendrix
13. Glen Tipton & K.K. Downing (JUDAS PRIEST)
14. Ace Frehley & Paul Stanley (KISS)
15. Slash (GUNS N' ROSES)
16. Ritchie Blackmore (DEEP PURPLE, RAINBOW)
17. Yngwie Malmsteen
18. Joe Perry & Brad Whitford (AEROSMITH)
19. Dave Mustaine & Marty Friedman (MEGADETH)
20. Chuck Schuldiner (DEATH)
21. Brian May (QUEEN)
22. Michael Schenker (MSG, UFO)
23. Nigel Tufnel (SPINAL TAP)
24. Jeff Beck
25. Tom Morello (RAGE AGAINST THE MACHINE)
26. Head & Munky (KORN)
27. John Petrucci (DREAM THEATER)
28. Kim Thayil (SOUNDGARDEN)
29. Vivian Campbell (DEF LEPPARD)
30. Daron Malakian (SYSTEM OF A DOWN)
31. Scott Ian (ANTHRAX)
32. Tom G. Warrior (CELTIC FROST)
33. Chris Degarmo & Michael Wilton (QUEENSRYCHE)
34. C.C. Deville
35. Marten Hagstrom & Fredrik Thorndendal (MESHUGGAH)
36. Alex Lifeson (RUSH)
37. Paul Gilbert (MR. BIG, RACER X)
38. Jerry Cantrell (ALICE IN CHAINS)
39. Mantas (VENOM)
40. Jason Becker (DAVE LEE ROTH)
41. Phil Collen & Steve Clarke (DEF LEPPARD)
42. Mikael Akerfeldt & Peter Lindgren (OPETH)
43. Fast Eddie Clarke (MOTORHEAD)
44. Nuno Bettencourt (EXTREME)
45. Warren DeMartini (RATT)
46. Mick Mars (MOTLEY CRUE)
47. George Lynch (DOKKEN)
48. Ted Nugent
49. Jake E. Lee (OZZY OSBOURNE, BADLANDS)
50. Rudolf Schenker & Uli John Roth (SCORPIONS)
51. Oystein "Euronymous" Aarseth (MAYHEM)
52. Scott Gorham & Brian Robertson (THIN LIZZY)
53. Steve Vai (DAVE LEE ROTH)
54. Reb Beach (WINGER, DOKKEN)
55. Trey Azagthoth (MORBID ANGEL)
56. John Sykes (THIN LIZZY, BLUE MURDER)
57. Hank Shermann & Michael Denner (MERCYFUL FATE)
58. Richie Sambora (BON JOVI)
59. Jon Donais & Matt Backhand (SHADOWS FALL)
60. Stephen Carpenter (DEFTONES)
61. Alex Skolnick & Eric Peterson (TESTAMENT)
62. Brian Tatler (DIAMOND HEAD)
63. John Christ (DANZIG)
64. Scott "Wino" Weinrich (THE OBSESSED)
65. Pepper Keenan & Woody Weatherman (C.O.C.)
66. Tommy Victor (PRONG)
67. Leslie West (MOUNTAIN)
68. Vernon Reid (LIVING COLOUR)
69. Glen Buxton & Michael Bruce (ALICE COOPER)
70. Bjorn Gelotte & Jesper Stromblad (IN FLAMES)
71. Jim Matheos (FATES WARNING)
72. Gary Holt & Rick Hunolt (EXODUS)
73. Donald Buck Dharma Roeser (BLUE OYSTER CULT)
74. Michael Amott (ARCH ENEMY)
75. Robert Fripp (KING CRIMSON)
76. Andre Olbrich (BLIND GUARDIAN)
77. Joe Satriani
78. Frank Hannon & Tommy Skeoch (TESLA)
79. Ty Tabor (KING'S X)
80. Mark Morton & Will Adler (LAMB OF GOD)
81. Dino Cazares (FEAR FACTORY)
82. Pete Townshend (THE WHO)
83. Jon Schaffer (ICED EARTH)
84. Timo Tolkki (STRATOVARIUS)
85. Neil Young
86. Abbath Doom Occulta (IMMORTAL)
87. Kai Hansen (GAMMA RAY)
88. Uffe Cederlund & Alex Hellid (ENTOMBED)
89. Leigh Stephens (BLUE CHEER)
90. Jim Martin (FAITH NO MORE)
91. Michael Romeo (SYMPHONY X)
92. Bill Steer (CARCASS)
93. Piggy (VOIVOD)
94. Tony Bourge (BUDGIE)
95. Sammy Hagar (VAN HALEN)
96. Alexi Laiho (CHILDREN OF BODOM)
97. Akira Takasaki (LOUDNESS)
98. Michael Angelo
99. John Kay & Michael Monarh (STEPPENWOLF)
100. Nick Bowcott (GRIM REAPER)
ادامه مطلب قبل از بلاگ سینا منسون
فکر میکنم پست قبلی مثمر ثمر بوده باشه و عزیزانی که فقط به خاطر مد یا به اصطلاح خفن بودن مجبور بودن صدای گوشخراش آهنگهای راک و متال رو گوش کنن ، معنی واقعی متال و متال باز بودن رو متوجه شدند.
در این پست گفتم ادامه ی پست قبلی رو بدم ولی ایندفه می خوام متال و راک رو با سبک های دیگه مقایسه کنم (با اینکه می دونم قابل مقایسه نیست )
..::: سبک پاپ :::..
این سبک دیگه آخرشه هر کی از سر راه میاد میره آهنگ پاپ می خونه و یک موسیقی به اصطلاح Opene
سبک رپ:
این یکی دیگه آخر سبک خزه چون اگه توجه کرده باشین در آهنگهاشون هیچ گونه خلاقیتی به خرج نمیدن و فقط یک ریتمه که پشت سر هم تکرار میشه و یارو ماتحت خودشو پاره میکنه که تند بخونه و جالبه که بد صداترین افراد وقتی از موسیقی پاپ ناامید میشن به سبک رپ پناه میارن و یک نکته ای که باعث تاسفه اینه که در آهنگهاشون بدترین فحش هارو استفاده می کنن و خواننده هاش هم همه از دم یک صدایی مثل گربه یا کلاغ دارن.....
..::: سبک کلاسیک :::..
این سبک به نظر من اصلا در ایران جایی نداره و به درد جامعه ما هم نمی خوره چون اون سبک برای آدمهای بی درده که میره میشنه تو ویلاش....................بگذریم!!!
..::: سبک دی جی :::..
این سبک مخصوص مستی و اکس بترکونه و هیچ محتوایی نداره برای همین توضیح نمی دم.
اما ..::: سبک متال و راک :::..
این سبک برای ایرانی ها بهترین سبکه چون ما تو جامعه ای زندگی میکنیم که بدبختانه یه سری آدم احمق و کودن میرن میگن مرگ بر آمریکا ولی خودشون هیچ پیشرفتی ندارن (البته برای بعضی ها منفعت هایی هست که به اونها کار نداریم ) یک کشور عقب افتاده با جوانهای عقده ای با بدترین امکانات با گداهای سر خیابانی که تمومی نداره....یکی نیست بگه بجای اینکه 350 میلیار تومان به فلسطین کمک کنید یه فکری به حال خود ایران فلک زده بکنید...
ولی بازهم آدم های روشنفکری هست که برای اعتراض از راههای مختلفی عمل میکنن.
یکی از راه سخنرانی – یکی از راه خودسوزی –ما متال بازا از طریق موسیقی ....
یکی نیست به این رپرها بگه آخه احمقا به جای اینکه تو آهنگهاتون از ک.س و کو.ن این و اون حرف بزنید یکی به فکر جامعه باشین اعتراض کنید مثلا چه فایده ای داره که امینم تو آهنگهاش میگه :
So you Can Su.ck My DiC.k if you Don’t Like My Shi.t
برای اطلاعات بیشتر از این سبک میتونید به پست قبلی مراجعه کنید.
امروز می خوام در مورد یه چیزی بنویسم که ممکنه کلا دیدگاهتون رو نسبت به راک و متال عوض کنه و حتی بعضی ار رپرها هم متال باز بشن.که خدا کنه نشن چون باعث ننگ متاله.
متال کلمه ایه که هرکی ازش یه برداشت متفاوت داره و اکثر برداشت ها هم درست نیست .
متال بعد از جنگ جهانی دوم ساخته شده و مضمون اصلیش هم اعتراضه....اعتراض به فقر اعتراض به دولت و.... .دلیل اینکه لباسها و قیافه هاشون هم از حالت معمولی خارجه همینه.یعنی با این طرز لباس پوشیدن می خوان بگن که این زندگیی که براشون به وجود اومده بین اونها و انسانیت فاصله انداخته.البته زندگیی که دولت مردای کثافت بوجود آوردن. به همین خاطر من فکر کنم همه ی مردم ایران باید متال باز بشن.
امروزه دیگه متال باز و گروه های متال واقعی کم پیدا می شه چون متال از معنای واقعی خودش خیلی فاصله گرفته...و بعضی ها هم قرباتی مد میشن و مجبورن که صدای گوش خراش آهنگهای متال و راک رو تحمل کنند.
یک نکته ای که برای من عجیبه اینه که چرا بعضی از متال باز ها افسردن؟؟؟؟ اتفاقا برای رسیدن به هدف باید پر انرژی بود تا به هدف رسید . نباید مظلوم نمایی کرد البته نمیگم که دم به دیقه با کسایی که گول دولت رو خوردن جنگ و جدل کنید به قول جمله معروف که میگه: با کسی کاری نداشته باش اگر کسی باعث ناراحتیت شد نابودش کن.
نباید موسیقی متال رو سطحی گوش کرد باید شعرهارو معنی کرد ، تو عمقش رفت و نتیجه گرفت.
من از بچگی انشام خوب نیوده برای همین معذرت خواهی می کنم چون میدونم جمله بندیم بد بود ولی منظورمو رسوندم.
بله این بود منشا’ متالی که امروز چیزی از ان باقی نمانده (حداقل توی ایران)
و افرادی کم سواد یا ترسو که ار ماهیت متال وحشت دارند و در مقابل
رستاخیز هجو یاتی مانند رپ و هیپ هاپ که تا جایی پیش میره که روی برد دانشگاه خبری مبنی بر اشتی مارشال مدرز (امینم...) با مادرش را با عنوان پسر طلایی هیپ هاپ می خونیم و در مقابل سایت های خبری که موسیقی متال را مختص همجنس بازها و شیطان پرست ها می خوانند و جلو کنسرت های کوچک و بی حاشیه متال گرفته میشود و...
باز هم خواهشن رپرا متال و راک باز نشن !!!
..:: از بلاگ سینا منسون ::..
اینم جدید ترین آهنگ گروه متالیکا:
کی از Korn خواسته بود همینو فعلا دارم
Freak On A Leash (Korn ft AmyLee)=>19MB
اینم کلیپ خدای Ben Moody

Ben Moddy Feat Anastacia (Everything Burns)=> 19 MB
Nickel Back

NickelBack (Savin' Me) => 14MB
Green Day = in male yekie khas ![]()

Green Day (Wake Me Up When September Ends) = 14MB
فعلا تا سلام بعد

سال ۱۹۸۲
لارس اولریچ Lars Ulrich و جيمز هتفيلد James Hetfield گروه متاليکا Metallica را تشکيل دادند.
ديو ماستين Dave Mustaine گروه Panic را ترک گفت و به متاليکا پيوست.
ران مکگاونی Ron McGovney بعنوان بيسيست در متاليکا شروع بکار کرد.
در ماه مارس، اولين اجرای متاليکا از راديو پخش شد.
در همان ماه متاليکا در توری که گروه Saxon با نام Denim and Leather ترتيب داده بودند، شرکت نمود.
در ماه آوريل، برد پارکر Brad Parker بعنوان گيتاريست دوم گروه انتخاب شد. به دنبال اين انتقال ماستين گروه را ترک کرد. شايان ذکر است که متاليکا فقط يک روز، گروهی پنج نفره بود.
در ماه می، هتفيلد، ريتم گيتار را بعهده گرفت علاوه بر اينکه خواننده اصلی نيز محسوب میشد.
در ماه ژوئن، آهنگ Hit the Lights ضبط شد و بدنبال آن نسخه اوليه آلبوم No Life 'til Leather منتشر گرديد.
کليف برتون Cliff Burton در ماه دسامبر گروه Trauma را ترک کرد و جايگزين مکگاونی گرديد.
سال ۱۹۸۳
در ماه مارس، کليف اولين اجرايش را با متاليکا تجربه نمود.
در ماه آوريل، ديو رسماْ از متاليکا اخراج شد و کرک همت Kirk Hammett جايگزين او گرديد. کرک قبل از اينکه به متاليکا ملحق شود در گروه Exodus فعاليت مینمود.
اولين آلبوم متاليکا با عنوان Kill 'Em All عرضه شد.
ديو ماستين دست به همکاری برای تشکيل گروهی جديد با David Ellefson بعنوان بيسيست، Kerry King بعنوان گيتاريست و Lee Rausch بعنوان درامر زد. تا بالاخره گروه مگادث تشکيل يافت.
Kerry King با مگادث در تورهای کوچکی همکاری کرد تا سپس به گروه Slayer بازگشت.
در ۳۱ دسامبر ديو ماستين خواننده اصلی گروه مگادث نام گرفت.
سال ۱۹۸۴
Lee Rausch گروه را ترک کرد و Gar Samuelson جای او را گرفت.
Chris Poland به خدمت گرفته شد تا جای خالی Kerry King را پر کند.
در ماه نوامبر، مگادث با شرکت Combat Records دست به امضای قرارداد زد.
سال ۱۹۸۵
در ماه می، مگادث آلبوم Killing Is My Business... And Business Is Good را عرضه نمود.
سال ۱۹۸۶
کليف برتون در اثر سانحه تصادف اتوبوس جان خود را از دست داد.
در ماه نوامبر مگادث آلبوم Peace Sells... but Who's Buying را روانه بازار نمود.
شرکت Capitol Records با مگادث قرارداد بست و نسبت به شرکت Combat Records برتری پيدا کرد.
گروه Overkill با آنها برای برپائی توری با عنوان Wake Up Dead دست همکاری دادند.
Chris Poland و Gar Samuelson بعد از آخرين اجرای گروه در تور هاوائی از گروه جدا شدند.
سال ۱۹۸۷
در ماه فوريه، گروه با Alice Cooper توری با نام Constrictor را برپا کردند.
در همان ماه مگادث با گروه Mercyful Fate به اجرای مشترک پرداخت.
Chuck Behler بعنوان درامر در گروه استخدام شد.
Jay Reynolds با آنها بعنوان گيتاريست کمکی مساعدت نمود تا جايگزين مناسبی در گروه برای Poland پيدا شود. بعد از آن Jeff Young بعنوان گيتاريست بکار گرفته شد.
سال ۱۹۸۸
در ماه مارس، مگادث آلبوم So Far, So Good... So What را عرضه نمود.
گروه با بهمراه خواننده بزرگ سبک هوی متال، Dio ترتيب تورهای گستردهای را در سراسر کانادا و ايالات متحده دادند.
در آگوست، مگادث با گروه KISS در Castle Donnington به اجرا پرداخت.
آنها در تور استراليا شرکت نکردند تا در تور بزرگتر Monsters of Rock شرکت کنند.
سال ۱۹۸۹
Jeff Young و Chuck Behler از گروه جدا شدند.
ماستين بخاطر رانندگی ديوانهوارش توسط پليس بازداشت شد.
در جولای، Nick Menza بعنوان درامر در گروه مشغول بکار شد.
سال ۱۹۹۰
در ماه فوريه، مارتی فريدمن Marty Friedman بعنوان ليدگيتاريست استخدام شد.
در ماه اکتبر مگادث آلبوم Rust in Peace را منتشر کرد.
گروه در همان ماه به همراه گروههائی نظير Slayer، Suicidal Tendencies و Testament در تور Clash of the Titans شرکت نمود.
سال ۱۹۹۱
در ماه مارس مگادث، از آلبوم جديد گروه Judas Priest با نام Painkiller پشتيبانی کرد و آنها را حمايت نمود.
در ماه آوريل، ديو ماستين با Pamela Anne ازدواج کرد.
در همان ماه ويدئوی Rusted Pieces منتشر گشت.
مگادث با همکاری گروههائی همچون Slayer، Anthrax و Alice in Chains ترتيب تور گستردهای را داد.
در ماه جولای مگادث برای فيلم Bill & Ted's Bogus Journey آهنگ Go to Hell را ساخت.
سال ۱۹۹۲
در ماه می، موسيقی فيلم Super Mario Bros بنام Breakpoint عرضه گشت.
در جولای آلبوم Countdown to Extinction توليد شد.
در ماه نوامبر ويدئوی Exposure of a Dream منتشر شد.
مگادث ترتيب برگزاری توری را در امريکا با شرکت گروه Stone Temple Pilots داد.
پسر ماستين بنام Justis متولد شد.
سال ۱۹۹۳
مگادث با گروههائی همچون Milton Keynes Bowl، Diamond Head به همراه متاليکا ترتيب کنسرت مشترکی را داد.
آنها با گروه بزرگ Iron Maiden چندين بار در تور اروپا به اجرای مشترک پرداختند.
گروه Pantera با مگادث در تور Countdown to Extinction به اجرای مشترک پرداخت.
در ژوئن مگادث، موسيقی فيلم Last Action Hero را با نام Angry Again توليد نمود.
در ماه نوامبر، بازهم به ساخت موسيقی فيلم اين بار برای فيلم The Beavis and Butthead Experience بنام Ninty Nine 99 Ways to Die پرداختند.
سال ۱۹۹۴
در ۳۱ اکتبر مگادث آلبوم Youthanasia را عرضه نمود و در برنامه Night of the Living Megadeth که از شبکه تلويزيونی MTV پخش میشد به اجرای زنده پرداخت.
مگادث آهنگ Paranoid را از گروه Black Sabbath در يادبودی از آنها بازنوازی کرد.
سال ۱۹۹۵
در ماه ژانويه بود که برای فيلم Crypt Presents: Demon Knight آهنگی با عنوان Diadems تنظيم کردند.
در ژانويه و فوريه، تور جهانی Youth برپا شد.
در ماه می ويدئوی Evolver: The Making of Youthanasia عرضه شد.
در ماههای جولای و آگوست، آنها با گروههای Korn و Fear Factory به اجرای مشترک دست زدند.
سال ۱۹۹۶
الکساندر، پسر David Ellefson بدنيا آمد.
سال ۱۹۹۷
مگادث آلبوم Cryptic Writings را توليد نمود.
آهنگ Almost Honest را برای فيلم Mortal Kombat Annihilation تنظيم کردند.
سال ۱۹۹۸
در ۲۸ ژانويه، Electra دختر ماستين متولد شد.
مگادث در فستيوال Ozzfest '98 به اجرا پرداخت.
در ماه جولای Nick Menza از گروه خارج شد و به جای او Jimmy DeGrasso پشت درام مگادث نشست.
در ۲۳ اکتبر آن سال، Athena، دختر David Ellefson متولد شد.
سال ۱۹۹۹
مگادث تابستان آن سال را به اجرا در برنامههای راديوئی پرداخت و همچنين در تور اروپائی که گروه Iron Maiden ترتيب داده بود شرکت نمود.
آهنگ Crush 'Em برای فيلم Universal Soldier 2 ساخته شد.
آلبوم Risk در ۳۱ آگوست توليد شد.
سال ۲۰۰۰
Al Pitrelli به مگادث پيوست. اين درست همان موقعی بود که مارتی از آنها جدا شده بود.
گروه قرارداد خود را با شرکت Capitol Records لغو کرد تا با شرکت Sanctuary Records قراردادی جديد منعقد سازد.
آهنگ Kill the King شماره يک جدول موسيقی امريکا شد.
آنها اقدام به توليد Capitol Punishment: The Megadeth Years نمودند.
گروه به استوديويشان در شهر لوسآنجلس بازگشتند تا کار بروی آخرين اثرشان را به اتمام برسانند.
سال ۲۰۰۱
در ماه آوريل مگادث شروع به برگزاری تور آکوستيکال کوچکی در امريکا با حمايت ايستگاه راديوی محلی نمود.
در ماه ژوئن، گروه در فستيوال جهانی به همراه گروه AC/DC شرکت و اقدام به اجرای زنده نمودند.
در ماه سپتامبر مگادث با گروه Endo در سواحل غربی امريکا و با گروه Iced Earth در شرق ايالات متحده به اجرای زنده پرداخت.
در ماه اکتبر DVD ويژه Behind The Music روانه بازار شد.
سال ۲۰۰۲
در ماه مارس، گروه برخی از اجراهای زنده خود را تحت عنوان آلبومی بنام Rude Awakening در ۲ CD عرضه نمودند.
در ماه آوريل رشتههای عصبی بازوی ماستين دچار صدمه شد. او ديگر قادر به گيتار زدن نبود.
سال ۲۰۰۳
در ماه فوريه ماستين پشت گيتارهای Jackson را برای هوادارانش امضا کرد.
در ماه اکتبر، آلبوم Peace Sells ...But Who’s Buying بروی DVD صوتی با صدای ديجيتال دالبی ۱/۵ دوباره عرضه شد.
سال ۲۰۰۴
در ماه ژانويه ديو ماستين اعلام کرد که سلامتیاش را کاملاْ بدست آورده است و در آينده اقدام به توليد کارهای جديد خواهد نمود.
آلبوم جديد مگادث با حضور Vinnie Colaiuta بعنوان درامر، Jimmy Sloas بعنوان بيسيست و Chris Poland بعنوان گيتاريست مهمان عرضه نمود.
سال ۲۰۰۵
ديو ماستين سال ۲۰۰۵ را به همه هوادارانش تبريک میگويد!
در حال حاضر اعضای گروه عبارتند از:
Dave Mustaine بعنوان خواننده و گيتاريست.
James MacDonough بعنوان بيسيست.
Glen Drover بعنوان گيتاريست.
Shawn Drover بعنوان درامر.

۳ تا موزیکش از تاپیک Avril Persian Site
http://www.snapdrive.net/files/334001/Everything%20Back%20But%20You-%20SNIPPET.mp3
http://www.snapdrive.net/files/334001/I%20Can%20Do%20Better-%20SNIPPET.mp3
http://www.snapdrive.net/files/334001/When%20Youre%20Gone-%20SNIPPET.mp3
Girlfriend Video
نسبتا باحاله

برای دانلود ویدئو اینجا کلیک کنید
................................................
اینم موزیک I can do better
................................................
GirlFriend
دیگه هر لینکی گیرم اومد گذاشتم بعدا هم آلبوم جدید
........................................................
New Pics
punk Rock
3 تعريف هست که تو فلسفهء راک به طور کلی، و خصوصا تو پانك اصله (كه به هم كاملا مرتبطن):
*Iconoclasm : تمايل به نابودي آنچه مقدس شمرده مي شه، و يا رايج يا سنتي است
*Nihilism : نفي كردن و بي پايه و اساس دونستن تمام ارزش ها- بدون ارائهء راه حلي - و اعتقاد به اينكه هيچ چيز به طور مطلق قابل فهم نيست
*Anarchism : تمايل به بي نظمي و ابهام؛ ضد ارزشهاي نرمال در جامعه بودن، و كلا ضد هر چيزي كه از رشد و پيشرفت جلوگيري كند؛ و مخالفت با قدرت متمركز سياسي
[البته اينها تعريف هاي خيلي خلاصه و كلی هستند]
حالا خود punk... اعضاي پانك عقايد آزاديخاهانه شون رو از طريق هنرهاي مختلف ابراز مي كنن، كه مهمترين اونها موزيك ه. همچنين نقاشي، شعر، و داستان كوتاه. پانك ها از اين طريق از خلاقيتشون براي به نمايش گذاشتن نارضايتيشون از ظلمها و استبداد حاكم بر جامعه، استفاده مي كنن.
موسيقي پانك داراي Lyric هاي خشمگين و تند و سريع، در مورد مدرسه/AcademY، ناخشنودي از شرايط اجتماعي، ارتباطها/relationships، و مسائل خانوادگي ست. يكي ديگه از مشخصات اين سبك اينه كه بعضي از آهنگهاش به كوتاهي 2 دقيقه است. ولي حتي تو اين زمان كم، آهنگهاش مي تونن حس خواننده رو منتقل كنن- كه اين آهنگها معمولا خشم و عصبانيت رو نشون مي دن. هدف اين موزيك شوك آوردن، اهانت كردن، و حمله كردن به ديدگاههاي عام است!
طرز لباس پوشيدن punk ها هم بيانگر ديدگاه اين سبك ه. پانك ها خودشون رو به شكلي در مي آرن كه خارج از عرف باشه؛ به اين ترتيب حسي كه نسبت به جامعه دارن، و همچنين ظلم ها و فقر در جامعه رو منعكس مي كنن. اونها از وسايل/object هاي معمولي اي مثل دكمه، تيغ، سوزن، و تكه هاي پارچه استفاده مي كنن، و به عنوان سمبل حس هايي كه مي خواد بيان كنن، از اونها استفاده مي كنن. پانک بودن كمك مي كنه كه هر كس بتونه فرديت/شخصيت خاص خودش رو پيدا كنه، بدون اينكه از طرد شدن يا مورد قبول واقع نشدن بترسه.
*براي مثال، روي كلاه sweatshirt پانكي، تكه اي پارچه دوخته شده كه كلمهء Unity روش نوشته شده است... اين معاني مختلفي مي تونه داشته باشه، و در راس- خواستن وحدت در جامعه. و ژاكت جين پاره پوره اي كه روي اون كلمه هاي مختلفي نوشته شده كه نشون دهندهء سختيها، دردها، و ظلمهاييه كه جامعه ايجاد مي كند، مي باشد. پارگي لباس پانكها منعكس كنندهء فقر در جامعه و همچنين خشم است!
در بين دختر و پسرهاي punk شلوار جين هايي كه رنگ و روشون رفته هم زياد ديده مي شه. بعضي از دخترها در پانك دامن هاي كوتاه يا شلوار چرم هم مي پوشن؛ همچنين گاهي آرايش غليظ، ولي خلاف عرف. موهاشون رو به رنگ هاي عجيب غريب مي كنن، و به صورت نا مرتب يا spiked يا به حالات غير معمول در مي آرن- درست خلاف اون چيزي كه تو جامعه مورد قبوله!
يه نكتهء جالب؛ چند روز پيش يه جايي خونده بودم كه كلا پول خيلي زيادي براي fashion هاي hip-hop در آمريكا خرج مي شه: اولا- دقت كنين، سبكي مثه hip-hop يه fashion لعنتي خاص داره كه مي خواد مردم ازش تقليد كنن! در حالي كه سبكي مثه Punk راه رو واسهء نشون دادن فرديت/individuallity خاص هر كس باز مي كنه!
دوما- مردم اين همه پول خرج مي كنن كه تو مد hip-hop باشن، در حالي كه سبكي مثل punk يكي از دلايل طرز لباس پوشيدنشون، منعكس كردن فقر تو جامعه است.
فقط تفاوت رو ببينين!
band هايي مثل The Velvet Underground و The Silver Apples با تركيب كردن هنر، ايده آل هاي ضدارزش، و تقابل فرهنگي، با موزيك rock n roll، تاثير شگفتي در بوجود اومدن Punk Rock در دهه ي 70 داشتند.
در اواخر دهه 60 و دهه 70، رويدادهاي اجتماعي، مانند جنگ ويتنام، تورم، و بيكاري، در موسيقي اون دوران خودش رو منعكس مي كرد. در حالي كه موسيقي جدي تر مي شد، اما ارتطباتش با مسايل روزمره زندگي كم مي شد و بيشتر حالت escapism (فرار از واقعيات) مي گرفت. در همين زمان بود كه گروههاي پانك در انگليس با تاثير گرفتن از اين جو، و همچنين با كمك از موسيقي بعضي از bandهاي آمريكايي، رو به گسترش رفتند. از اولين و مشهورترين اين گروهها، The Sex Pistols بود.
lyric هاي پانك بيشتر به محكوم كردن طبقه ي اشراف انگليس و بي صداقتيشون، و همينطور به اعتراض هاي نااميدانه و خشونت بار بر مسايل و مشكلات اجتماعي، مي پرداخت.
در سال 1976، manager گروه The Sex Pistols، مصاحبه اي با BBC ترتيب داد، كه در آن اعضاي Sex Pistols عقايد رو راست و رك، و در خيلي از مواقع- تهين آميزشون رو به عموم ابراز كردند. در پي اين مصاحبه وزير آموزش و پرورش انگليس و هيات مديره ي هنر لندن، مخالفتشون رو با پانك ها نشون دادند و به مردم ”قول دادند“ از پانك ها جلوگيري كنند!!
و بعد از همين مصاحبه بود كه پانك ها با مخالفت بيشتر عموم مواجه شدند. اما اين مخالفت نتيجه ي عكس داشت و تعداد بيشتري رو نيز به سوي خود جلب كرد.
پانك باعث مي شد مردم نگاهي به برخي حقايق بياندازند، و عموم مردم از چيزي كه مي ديدن خوششون نمي اومد. (مثل اون جمله ي سينوهه كه مي گه: ”ممكن است لباس و زبان و رسوم و آداب و معتقدات مردم تغيير كنه، اما حماقت آنها عوض نخواهد شد؛ و در تمام اعصار مي توان به وسيله ي گفته ها و نوشته هاي دروغ مردم را فريفت. زيرا همانطور كه مگس عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ريا و وعده هاي پوچ را كه هرگز عملي نخواهد شد دوست مي دارند.“).... در كل پيام اصلي پانك اين بود كه هر كس، خودش باشه- يك individual (فرد) خاص براي خود باشه. John Lydon گفته بود ”تنها چيزي كه مي خوام به مردم بدم، فرديت خاص خودشونه....
منبع وبلاگ فریناز
نام:چستر بنینگتون:خواننده وکال
سن:29
لغب:Chazy chaz
محل تولد:فونیکس آریزونا
لینکین پارک نقطه اوج فعالیت موسیقایی چستر به شمار می رود و این چستر بود که توانست تاثیر به سزایی روی اعضای گروه بگذارد قبل از آمدن چستر به گروه لینکین پارک اسم این گروه هایبرد تئوری بود اما چستر پیشنهاد داد که این اسم را به لینکین پارک تغییر دهند
چستر فقیرترین عضو گروه بود که با شکوفایی این گروه توانست به نان و نوایی برسد
چستر در سال 2000 با سامانتا ازدواج کرد و از او یک پسر هم دارد اما چند وقت پیش از سامانتا طلاق گرفت و حالا یک دوست دختر جدید به اسم تالیندا دارد که من دربارش اظهار نظر نمیکنم این چستر بود که نوانست با شیوه خاص خواندن خود به طوری که برای کسی قابل تقلید نیست توانست خود را به عنوان خواننده اول گروه خود را به تثبیت برساند
دیگر خواننده گروه لینکین پارک مایک شینودا است که خواننده ام سی گروهه
نام:مایکل کن جی شینودا:خواننده ام سی،خواننده وکال، کارگردان،طراح جلد سی دی ،پیانو،ارگ،گیتارالکتریک
سن:28
The Glueلغب:سیریش:
متولد آگورای کالیفرنیا
مایک شینودا یک نیمه ژاپنی آمریکایی است شاید رابطه دور خاندان وی با اهنگساز معروف چایکوفسکی ریشه های موسیقی را در وجود این پسر پایه گذاری کرد مایکل یا همانطور که امروز معروف است مایک از ده سالگی آموزش موسیقی را آغاز کرد
«آوایل عاشق موسیقی کلاسیک بودم اما هر لحظه که بزرگتر می شدم علاقه ام تیز عوض می شد مدت کوتاهی دیوانه جَز و صدای اعجاب آورآن بودم و بعد هم نمی دانم چطور شد که هیپ هاپ را شناختم . اما رفته رفته فهمیدم راک و متال چیز دیگری هستند» اینها را مایک می گوید
مایک تحصیلاتش را با فارق التحصیل شدن در رشته گرافیک تمام می کند مایک را می توان همه کاره لینکین پارک نامید زیرا او فعال ترین عضو گروه است و جدیداً اولین آلبوم سولوی خود را هم تا چند ماه دیگر منتشر می کند که فقط به سبک هیپ هاپ خواهد بود امیدوارم البوم خوبی از آب دراد و مایک بتونه در بین ام سی ها شهرتشو دو چندان بکنه
لینکین پارک در خلال تورهای پروجکت رولوشن امکان همراهی با اسامی نام آشنای موسیقی را داشته باشد از جمله این اسامی می توان امینم ،کورن،اسنوپ داگ و خیلی های دیگه را نام برد امینم در تور دیترویت پس از اجرای برنامه خود در آهنگ "یک گام نزدیکتر"همراه با لینکین پارک به نمایش پرداخت و امینم خود قطعات رپ را همراه با مایک اجرا کرد که سروصدای زیادی به راه می اندازد
«امینم نمونه یک ام سی حرفه ای است که به کارش ایمان دارد درباره او چیزهای زیادی شنیده بودم اما احساس نمی کردم تا این حد فوق العاده باشد،او قدرت بداهه بالایی دارد تا جایی که گاهی قیافه هایی ردیف می کرد و من نمی دانستم چه جوابی باید به او بدهم و تنها به چشمهایش زل می زدم من کار اورا ستایش میکنم چون در حیطه ای به قدرت رسیده که اصلا برایش ساخته نشده» مایک با این الفاظ از امینم یاد میکند
دانشگاه پاسادانا را می توان محل تلاقی نطفه اصلی شکل گیری گروه دانست اما اعضای گروه بسیار پیش از این ها همدیگر را ملاقات کرده بودند کجا؟ خب معلوم است دبیرستان آگورا. با این تفاوت که در دوره دبیرستان آنها بیشتر عاشق موسیقی بودند تا تشکیل یک باند حرفه ای موسیقی
این دبیرستان محصول دیگری را هم به دوستاران موسیقی عرضه کرد ای یکی "راب بوردون"
نام داشت،اویک یهودی است
نام:راب بوردون:نوازنده درام،خواننده بک گراند
سن:26
متولد کالاباس کالیفرنیا
راب از همان کودکی نواختن پیانو را با قطعات کلاسیک آموزش دید اما او زودتر از سایر اعضای لینکین پارک کار گروهی و فعالیت در یک تیم حرفه ای موسیقی را تجربه کرد
اوتنها 13 سال داشت که به عنوان نوازنده درام وارد چندین گروه موسیقی شد و حتی یک بار هم با تنی چند از دوستهایش به دوباره نوازی آهنگهای معروف از گروههای معتبر پرداخت
"همچون روی نوجوانی لبخند بزن" از گروه نیروانا یکی از همین آهنگ ها بود که سر و صدای فراوانی به راه انداخت
راب عاشق گروه های فانک همچون "اسلای" "فامیلی استون" "جیمز براون" و "تاوراف پاور" بود او بیشتر اوقاتش را با دوستانش در این رابطه صحبت می کرد و یا در حال خرید ریکوردهای آنها دیده می شد
شاید بزرگترین شانس راب رفتن به کالج اسپادانا بود جایی که علاوه بر ملاقات با مایک و براد با جو هم آشنا شد
در میان اعضای گروه این راب بود که همیشه مراقب بود اشتباه نکند و شاید اگر به او لغب بی اشتباه ترین عضو لینکین پارک را بدهیم چندان بیراهه نباشد
«چیزی درباره این پسر مرا همیشه مجذوب نگه داشته است و آن لذتی است که او از کارش میبرد. وقتی که از او می خواهید قطعه ای را برای شما بنوازد، چنان با حرارت این کار را میکند که گویا قصد دارد در یک تست نوازندگی قبول شود شاید اگر جدیت او را هر کدام از ما داشتیم الان بیش از این ها نمایش اجرا کرده بودیم» چستر اینگونه اعتراف میکند و ادامه میدهد
:«راب و فونیکس وقتی با هم کار می کنند درست رفتاری مانند یک گروه کوچک دارند. در ضمن راب خیلی احساساتی است،وقتی لوح طلایی را برای آلبوم هایبرد تئوری دریافت کرد چند بار مجری مراسم را بوسید و مدام با دستش روی شانه او کوبید تا جایی که دیگر آن مرد با خنده گفت به نظرم راب مرا با سازش اشتباهی گرفته و می خواهد از من صدای مناسبی در بیاورد
ومیرسیم به مغزمتفکر گروه یعنی جو هان پسری که با دستان هنرمند و مغز متفکرش سهم به سزایی را در رسیدن لینکین پارک به این درجه قائل است
نام:جوزف هان :دی جی،ریکوردینگ،تنظیم،کارگرد ان کلیپها،خواننده بک گراند
سن:28
Mr.Hahnلغب:مسترهان:
متولد گلندان کالیفرنیا
جوهان از والدینی کره ای در 15 مارچ سال 1977 متولد شد اگر چه در دبیرستان شیفته رشته هنرهای بصری و تصویری شد و حتی در دانشگاه هم این رشته را دنبال کرد،اما عشق به موسیقی چنان در وجودش ریشه داشت که در همان دوره دبیرستان یک تراک موسیقی را ساخته و اجرا می کند.
جوهان که در لینکین پارک به نام مسترهان شناخته شد،از همان دوران کودکی با یک مشکل روحی روانی دست و پنجه نرم میکند. این مشکل به دو شخصیتی بودن او بر می گردد.
نام کاراکتر دوم او"رمی" است که درست عکس شخصیت حقیقی وی رفتار میکند.هرچقدر جو فردی آرام و سر به زیر است،رمی اهل شوخی کردن،بازی و تحرک است.دوستان نزدیک او عقیده دارند که مشکل جو به دروغ گویی های او برمیگردد خصیصه ای که از کودکی به آن عادت داشت و اصلاً معلوم نیست کی راست می گوید کی دروغ...
ولی با تمام این اوصاف این مسترهان بود که با طراحی و کارگردانی کلیپ ها پای لینکین پارک را به شبکه های معروف جهان مانند ام تی وی باز کرد و من و تمام طرفدارای لینکین پارک احترام زیادی برای او قائل هستیم
اکثر کلیپ های گروه را مسترهان کارگردانی کرده است کلیپ در پایان را می توان به عنوان شاهکاری از او نام برد ودر چند فیلم سینمایی هم دستیار کارگردان بوده است و برای انیمیشن شهر اشباح هم چند صحنه طراحی کرده است
دیگر عضو گروه فونیکس می باشد
نام کامل: دیوید مایکل فارل: نوازنده بیس،خواننده بک گراند،ویالون،ویالون چلو
سن:28
Feenuxلغب:
متولد پلی مات ماساچوست از خانواده ای کاتولیک
این پسر که بعدها اسم فونیکس را برای خود انتخاب کرد تا کلاس دوم یک کاتولیک به حساب می آمد اما بعد از این تاریخ به کلیسای پروتستان ها رفت و این مصادف بود با حرکت خانواده اش
از ماساچوست به ایالت میشن ویگو.فونیکس همانجا بود که به دبیرستان رفت و به یک گروه موسیقی کوچک به نام "تستی اسنکس" پیوست که بعدها شیوه کاری این گروه پایه گذاری اولین فعالیت های لینکین پارک شد. آنها در این گروه سعی داشتند شیوه ای از پانک را که آمیخته به افکار و عقاید مسحیت بود ترویج بدهند.
فونیکس هم در اوایل کار علاقمند به ساز گیتار بود.نواختن گیتار را مادرش یه او آموخت، زنی که عشق به موسیقی را در او بیدار کرد وبعدها هم برادرش جو او را تشویق به ادامه این راه کرد
و در این مسیر تجربه نواختن سازهایی چون پیانو،ویالون،ویالون چلو که نواختن این ها را در البومReanimationاز لینکین پارک به راحتی انجام داد.با این همه همیشه می خواست نوازنده درام بشود.
آگر چه هرگز موفق به یاد گیری این ساز نشد. و حالا چه کار میکند یک ساز مدل "ارنی بال میوزیک" 4 و5 می نوازد یعنی نوازنده گیتار بیس است چیزی که حتی فکرش را هم نمی کرد
برویم به سراغ براد دلسون
نام : براد دلسون : گیتار الکتریک،گیتار بیس،خواننده بک گراند
سن : 28
برادر بزرگه بد BBBلغب:
متولد آگورای کالیفرنیا از یک خانواده یهودی
«سالهای رشد من با موسیقی آمیخته است ، آن زمان تنها چیزی که می توانست برای من لذت بخش باشد قطعات موسیقی بود که از رادیو می شنیدم همیشه از خانه ما صدای موسیقی بلند بود» اینها را براد می گوید، عضوی از گروه که حالا در لس آنجلس سکونت دارد و به اعتراف دوستانش با آن همه ادعا درباره موسیقی اصیل و پرمایه چنان با شنیدن صدای بریتنی اسپیرز به وجد می آید که گروه او را مایه ننگ خود می دانند!!!!!
براد اولین گیتار خود را به عنوان هدیه تولد زمانی دریافت کرد که در کلاس ششم تحصیل می کرد. آگر چه بعدها به ترومپ علاقه مند شد «خب صدای ترومپ را دوست داشتم اما مانور دادن روی آم مانند گیتار نیست و به نظرم شما جای کار چندانی روی ترومپ ندارید». براد با همین فرضیه بعدها همان گیتار را دنبال و در جستجوی همین عشق بود که تحصیلات خود را نیمه کاره رها کرد
«از اینکه نتوانستم درسم را ادامه بدهم اصلا ناراحت نیستم چون حالا به جایش به عنوان نوازنده ای موفق در گروهی موفق مشغول به کارم و با اینکه می دانم عقیده ام کاملا خود خواهانه و خود پسندانه است اما باید بگویم من واقعا برادر بزرگه بد هستم!»( راست میگه اگه منم بودم همین کارو میکردم)
این لغب را سایر اعضای گروه به او دادند ، حتی امروز هم هوادارنش او را با نام مستعار صدا می زنند. براد همیشه سعی کرده است در کارش به هارمونی دست پیدا کند که خود را تافته ای جدا بافته کند

((وقتی از زبان احمق تمام عياری حرف می زنی که بيشتر دلش می خواهد يک آدم بی خاصيتی باشد يا يک کوچولوی غرغرو،قاعدتا نبايد فهم حرفهايت آنقدرها سخت باشد.برای من ديگر ثابت شده است که تمام حرفهايی که پانک راک درباره نقش چيزهايی مثل آزادی و اضطراب در جامعه می زده ، کاملا صحيح است ... درست است که من سالها مشغول خواندن و نوشتن بودم ، اما هيچ وقت سعادت شنيدن يک موسيقی خوب يا خلق يک موسيقی خوب را نداشته ام و از اين بابت احساس گناه می کنم...لحظاتی که من در پشت صحنه نشسته ام و چراغ های سالن خاموش می شود و جمعيت ، ديوانه وار فرياد می کشد و منتظر است من به روی صحنه بروم ، هيچ احساسی ندارم هيچ وقت مثل فردی مرکيوری نبودم که انگار در لذت و تحسين جامعه ، غزق می شد . اين حس او را تحسين و به او حسادت می کنم . حقيقت ای است که من نمی توانم شما را -هيچ کدامتان-را فريب بدهم و اصلا اين کار درستی نيست ، نه برای من نه برای شما . فکر می کنم که هيچ جرمی بدتر از اين نيست که پيش مردم تظاهر کنم غرق در لذتم ، در حال که اصلا نيستم .بعضی روزها که می خواهم روی صحنه بيايم ، احساس می کنم که بايد مثل کارمند های اداره ، کارت بزنم . من تمام تلاشم را کرده ام که قدر اين موقعيت را بدانم . خدا می داند که تمام تلاشم را کرده ام ، اما انگار تلاش من کافی نيست . اين که من و ما روی جمع زيادی از مردم تاثير گذاشته ايم و آهنا را سرگرم کرده ايم ، واقعا آنقدر خوب است که آدم بايد قدرش را بداند ، اما شايد من هم يکی از همان هايی هستم که که تا وقتی چيزی از دست ندهد ، ارزشش را نمی فهمد اين حساسيت من افراطی است . بايد کمی کوخ شوم،کمی بی حس شوم تا شور و شوق کودکی دوباره در من زنده شود . توی سه مسافرت اخيرم با گروه ، اين شور و شوق و حس قدر دانی ، کمی در من قوی تر شده بود ، چه نسبت به مردم و چه نسبت به طرفداران گروه و حتی نسبت نسبت به موسيقی خودمان ، اما هنوز نمی توانم بر حس گناهی که در من هست ، غلبه کنم . همه مردم را بشدت دوست دارم . آنقدر دوستشان دارم که گهگاه غمگين می شوم چرا؟
چرا اين کوچولوی غمگين و زودرنج و قدرنشناس نمی تواند از زندگی لذت ببرد؟ نمی دانم !...
دخترم ، فرانسيس که قلبش پر است از عشق و شادی ، من را به ياد کودکی هايم می اندازد . مثل کودکي هايم ، هر کسی را که می بيند می بوسد ، چون همه خوبند و هيچ کسی هم به او آسيبی نمی رساند و همين مرا آنقدر می ترساند که به هم ميريزم . حتی نمی توانم فکرش را بکنم که فرانسيس روزی به سرنوشت من دچار شود:ستاره غم انگيز راک محکوم به خودکشی ... من از ۷ سالگی وقتی ديدم آدمها با اين حس همدلی ، اين قدر راحت با هم کنار می آيند از تمام آدمها متنفر شدم . شايد اين به دليل همان عشقی است که به آدمها داشتم .. از ته قلبم از شما ممنونم و به خاطر تمام نامه ها و توجهاتتان طی اين سالها از شما تشکر می کنم . ديگر کاملا در هم ريخته ام و هيچ دلبستگی و تعلقی ندارم . اما شما يادتان باشد که يکباره سوختن از ذره ذره محو شدن بهتر است / با عشق و ارادت کرت کوبين.)

Jason Everman که دومین گیتاریست انها بود و بعد ها در البوم Bleach به آنها پیوست و دستمزدی حدود ششصد دلار داشت . با وجود انکه عکس او روی جلد چاپ شد اما در ضبط نهایی هیچ قطعه ای را نزد و می خواست که به Mind Funk . Soundgarden یا Shunk بپیو ندد . این مجموعه توانایی نیروانا را در هماهنگ کردن ریف های سنگین و ملودی ها نشان داد و به سرعت بر تعداد هواداران شان افزود .
Channing ( درامر اول انها ) پس از یک تور اروپایی گروه را ترک کرد . پیدا کردن جایگزین برای اون سخت به نظر می رسید . اما Dan Peters از Mudhoney موقتا به انها پیوست . او در سال 1990 نیروانا را برای تک اهنگ Silver همراهی کرد . دیو گرول درامر جدید با ورود خود حسی از پایداری و دوام به گروه بخشید . گروه با ترکیب جدید خود کمپانی Geffen Records قرار دادی ابرومندانه می بندد . بستن این قرار داد البوم Nevermind را در پی داشت که موجب انفجار نام گروه در سطح جهانی شد . البوم مجموعه ای از قطعات مبهوت کننده بود که مرز های پیشین را در هم می شکست . خصوصا با ساختار متن Slow verse/Fast Chorus ان هم نیز این البوم ( زیر فرهنگ )((sub cultura Grunge ان را از زیر زمین بیرون اورد . و در سال 1992 در صدر جداول امریکا قرار گرفت و سایه ای بر کسانی چون مایکل جکسون (منو ببخشید که اسم این مرتیکه چندش اور رو اوردم ) و Dire Straits انداخت . نخستین قطعه البوم با نام Smells Like Teen Spirit در انگلستان رتبه اول را کسب کرد و پس از ان تحسین و مقبولیتی همه گیر را نصیب نیروانا کرد . در سال 1992 کرت با Courtney Love ازدواج می کند و حاصل ازدواج انها دختری با نام (فرانسیس) است . بسیار قابل پیش بینی بود که کرت با چنین محبوبیتی سخنگوی نسل خود شود . نخستین داستان بزرگ انها زمانی بود که مقاله ای در Vanity Fayre به چاپ رسید و در ان ادعا شد که Love در زمان بارداری هروئین مصرف می کرده و این باعث شد که انها در ماه اول تولد فرانسیس اجازه تنها ماندن با فرزندشان را نداشته باشند .
مصاحبه های انها بازگو کننده دشواری های پیش امده بر سر ضبط البوم بعدی بود که البته شایعه مصرف مواد مخدر به وسیله کوبین که به گفته خودش برای تسکین دردهای شکمی اش بود ... در ان بی تاثیر نبود . در همان زمان ضبط In Utero هم با مشکلاتی همراه شد به طوری که وقتی البوم منتشر شد تاثیر ان مثل Nevermind سریع نبود هر چند اهنگ سازی کوبین در قطعاتی چون Penny Royal tea . All Apologies و Rape me پیشرفت کرده بود .
انتشار MTV Unplogged در نیویورک راحتی اندکی به هواداران کوبین بخشید زیرا اجرای این برنامه نشان از درک و همشمندی خواننده داشت . در این برنامه گروه تعداد زیادی از قطعات دیگران را دوباره اجرا کرد و با اجرای تازه از قطعات خود و برنامه ان شب را به یکی از احساس بر انگیز تزین صحنه ها و اواهای دهه 90 بدل کرد .حرکت به سوی نابودی در سال 1996 افزایش یافت . به طوری که پیش از ان که به سیاتل برگردد و در پنجم اوریل خودکشی کند . در حین اجرای کنسرت در ایتالیا به کما فرو رفت که تماما نشان از یک خودکشی ناموفق داشت.
مردی که مدت زیادی با این نظریه که
نیروانا فقط یک گروه پانک است ) مخالفت شدید می کرد عاقبت بدست موفقیتی که او و گروهش را پشت سر گذاشت نابود شد . پس از مرگ کرت کوبین اعضای گروه هر کدام سعی کردند گروه های خود را تشکیل دهند و یا به کسان دیگر بپیوندند . نیروانا را میتوان پرچم دار و سلطان سبک (( گرانج )) نامید که تاثیر به سزایی بر گروه هایی که پس از آنها فعالیت خود را شروع کردند داشت.
Korn : Vocals
Nickname : Hiv
Born : 18 january 1971
Marital Status : Divorced
Son : Nathan Houseman Davis

Hiv درBakersfiled واقع در كاليفرنيا در روز 18 ماه junouary سال 1971 متولد شد.او در همان جا رشد كرد و بزرگ شد . برادرش Mark مي گفت آنجا فقط جاي عياشي و بي بندوباري و فساد بود . در سن 16 سالگي او دستيار يك دكتر در روستاي Kern شد . او در دانشگاهي واقع در san francisco فارغ التحصيل شد . او در مدت تحصيل ملقب شد به Hiv كه نوعي ويروس بيماري زا است و اين لقب به اين دليل نيست كه او داراي ويروس Hiv باشد بلكه به خاطر خصوصياتي بود كه او داشت مثل طرز لباس پوشيدن و مدل صحبت كردن وفرم چهره او وهمچنين مسائل اعتقادي او.
Name : Brian Welch
Korn : guitar
Nickname :Head
Born : 19 june 1970
Marital Status : Married
Wife : Rebekah Welch
Daughter : Jennea Marie Welch
Head در Torrance واقع در كاليفرنيا متولد شد . او به همراه Munky در يك مدرسه درس مي خواندند و Head در آنجا تا حدودي Munky را با موسيقي آشنا كرد . Head و Munky از همان زمان با هم دو دوست صميمي بودند و در زمينه موسيقي با هم فعاليت مي كردند . همسر او Rebekah نام دارد كه در روز 7 June سال 1998 دخترشان Jenna را وارد زندگي او كردو اين لقب كه به اونسبت داده شده است به خاطر اين است كه سر او كمي بزرگ است.
Name : James Shaffer
Korn : Guitar
Nickname : Munky
Born : 6 June 1970
Marital Status : Single
Munky در Rosedale واقع در كاليفرنيا در روز 6 June سال 1970 متولد شد . ساز حرفه اي او گيتار الكترونيك می باشد كه از همان دوران نوجواني فراگيري آن را به كمك Head شروع كرد . او اين لقب را به خاطر پاهايش كه شبيه به پاي ميمون است به دست آورد.
Name : David Silveria
Korn : Drums , Percussion
Born : 21 September 1972 Marital Status : Married
Wife : Shanon Bellino
DavidنيزدرBakersfiled در روز 21 سپتامبر سال 1972 متولد شد.او از سن 9 سالگي موسيقي را شروع كرد.
Name : Reginald Ariuzu
Korn : Bass
Nickname : Fieldy
Born : 2 November 1969
Marital status : Married
Wife : Shela Arvizu
Doghters : Serena & Olivia
Fieldy مي گويد : صداي سازمن از سازهاي ديگر متنوع تر است و خيلي از اوقات شنونده ها فكر می كنند كه دارند به صداي Drums گوش مي دهند.او در اواخر ماه مي سال 1998 با دوست دخترش Shela ازدواج كرد و اكنون داراي 2 فرزند دختر است.

rock &roll : راک اند رول که يکی از سبکهای تاثير گذار و متداول در موسيقی راک است، روندی غير قابل پيش بينی را طی کرده است. در ابتدا زمانی که راک باز ها موسيقی "کانتری" و "بلوز" را با هم تلفيق کردند، راک دارای مشخصه های بارزی مثل آنارشيسم بود ولی بعدها با گذشت زمان، اين مشخصه ناديده گرفته شد و اين نوع موسيقی به سمت کسب مهارت و ايجاد تحول رفت. از موسيقی پر انرژی Chuck Berry گرفته تا هارمونيهای زيبای بيتل ها و موسيقی روح نواز Otis Redding همه و همه در گروه راک اند رول قرار گرفت. اما rock &roll جذابيت موسيقيايی خود را فقط برای چند سال حفظ کرد. گوناگونی بسياری که در سبکهای مختلف راک پديد آمد، به قول بعضی از متخصصين هسته اصلی راک از هم پاشيد.
Pop rock : پاپ-راک يکی از عمده ترين شاخه های موسيقی محسوب می شود که به طور کلی به هر نوع موسيقی پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock می گويند. از ويژگيهای اين سبک ملوديک و گيرا بودن موسيقی آن است و تکيه آن بر موسيقی لاينقطاع است که با چيره دستی نواخته می شود. از گروههای مشهور فعال در اين سبک که تعداد آنها کم هم نيست می توان به Everly Brothers، Madonna و Rowded House اشاره کرد.
Soft Rock : اگرچه سبک سافت راک در اوائل دهه هفتاد پايه گذاری شد اما زمزمه های آن از اواخر دههء شصت آغاز شده بود. Soft Rock موسيقی ملايمی است که بيشتر تکيه بر خواننده و ترانه سرا دارد تا نوازنده؛ تجاری نگاه کردن به موسيقی يکی از ويژگيهای اين سبک است. Soft Rock تا حدی متمايل به پاپ-راک است اما با فضايی ملايمتر و نرمتر. گروههايی مثل "کارپنترز" و "شيکاگو" تکيه بر موسيقی ساده و ملوديک داشتند و در طول حيات خود با تهيه کنندگان مختلفی کار کردند. در طول دههء هفتاد، Soft Rock بازار موسيقی را تحت تاثير خود قرار داد و به طور جدی موسيقی تلفيقی هم اثر خود را دچار دگرگونی کرد.
Grunge : سبکی که اوج درخشش آن در دهه ۹۰ اتفاق افتاد و تبديل به محبوب ترين سبك هارد راك اين دهه شد و اين درخشش نتيجه خلاقيت kurt cobain و بقيه اعضاي Nirvana بود. سبكي كه از دل the Stooges و Black Sabbath برخاست و حاصل تركيب موسيقي punk و heavy metal بود و البته گرايشش بيشتر به سمت پانك بود تا Heavy metal؛ بخصوص در انتخاب اشعار و نوع اعتراض موسيقيايي آن. اما در نحوه نواختن ريف ها به heavy metal شباهت بيشتري داشت. اين سبك داراي دو نسل و دوره ي مشخص است: نسل اول شامل گروه هاي Green River، Mudhoney وSoundgarden مي شود كه اين موج هنوز هم ادامه دارد و ريف هاي آن سنگين تر و خشن تر از ريف هاي دوره ي دوم است. مشهور ترين گروه از موج دوم Nirvana است كه موسيقي آن ملوديك تر از ساير گروه هاي Grunge است و مهمترين ويژگي آن stop-start زياد آن است. متاسفانه در كشور ما Nirvana را فقط متعلق به سبك Alternative metal مي دانند و به تبع آن هر گروهي را كه در موسيقيش stop-start به كار مي برد به اين سبك مربوط مي دانند؛ البته سبك هاي موسيقي هارد راك و متال آنقدر متنوع است كه به سختی ميتوان مرزي مشخص بين آنها كشيد.
Alternative Rock: آلترنيتيو راک یکی از شاخه های راک است که تمام گروهای پست_پانک (post_punk) را از اواسط دهه هشتاد تا اواسط دهه 90 تحت تاثیر خود قرار داده است. alternative rock شامل سبکهای گوناگونی میشود .از ملودیهای زیبای jangle_pop گرفته تا ملودیهای آزار دهنده و یک نواخت industrial metal. باحتساب موفقيت بی سابقه "نيروانا" در سال 1991 می توان به نوعی گروهای آلترنيتيو را به دو دوره مجزا تقسيم بندی کرد:
در طی دهه 80 اکثریت گروهای alternative تحت نظارت شرکتهای توزیع و پخش مستقل فعالیت داشتند. گروهایی که تحت نظارت شرکتهای بزرگ فعالیت میکردند، توانستند شرایط ایده آل را به دست آورند. به هر صورت آنچه در مورد گروههای alternative دهه 80 میتوان گفت، آن است که به علت شرایط موجود آن دوران از مسیر اصلی خود منحرف شدند.
در ميان سبکهايی که جزو اين گروه دسته بندی شده اند، می توان از pop alternative dance،jangle pop ،post_hardcore punk ،funk_metal ،punk_pop و experimental rock نام برد که تمام این ژانرها بعد از انقلابی که نیروانا در این زمینه بوجود اورد پایه گذاری شدند.ولی مشخصا زمانی راه برای آنها هموار شد که خیلی از گروههای تازه کارِ alternative با شرکتهای بزرگ قرارداد بستند. در نتیجه alternative rock در دهه نود دارای نظم بیشتر و هارمونیک تر از همتای خود شد.مخصوصا از دوره ای که ثابت شد سازهای سنگين تر دارای جذابيت تجاری بيشتری هستند، بيشتر گروههای دههء نودی با شرکتهای بزرگ فعاليت نکردند و ترجيح دادند با شرکتهای مستقل که محدوديت کمتر و آزادی بيشتر داشتند، همکاری کنند.
Hard Rock: از نظرِ اکثريت دست اندر کاران موسيقی، دو سبک هارد راک و هوی متال مشابه هستند. چرا که شباهتهای بسيار زيادی بهم دارند. در هر دو مورد صدای خشن گيتار کاملا قابل تشخيص است و بطورِ معمول نقش اساسی را در گروه، خواننده اجرا مي کند که معمولا وظيفه نواختن سازی را هم به عهده دارد. اگر چه تفاوتهای اساسی نيز ديده ميشود از جمله لزوم وجود ريتم در پس زمينه موسيقی هارد راک. در صورتی که اين ويژگی در موسيقی هوی متال ديده نمی شود بلکه اين نوع موسيقی بر صدای خشن و وحشی گيتار و ريتمهای کوبه ای تکيه دارد.
هارد راک در اواخر دههء ۶۰ رشد خود را آغاز کرد و بعنوان يک موسيقی روان گردان باب شد و تحولی در زمينه موسيقی راک ايجاد کرد. در هارد راک کمتر از blues از بداهه نوازی استفاده شده و در عين حال به خشونت سبک هوی متال نيست. اگرچه همان سولوهای طولانی و همان صداهای خشن در هارد راک نيز يافت ميشود. در اين سبک اين ريتمها و ريفها هستند که بيشترين اهميت را دارا هستند و بايد به بلندترين شکل ممکن نواخته شوند.
Punk Rock 3 تعريف هست که تو فلسفهء راک به طور کلی، و خصوصا تو پانك اصله (كه به هم كاملا مرتبطن):
Iconoclasm : تمايل به نابودي آنچه مقدس شمرده مي شه، و يا رايج يا سنتي است
Nihilism : نفي كردن و بي پايه و اساس دونستن تمام ارزش ها- بدون ارائهء راه حلي - و اعتقاد به اينكه هيچ چيز به طور مطلق قابل فهم نيست Anarchism : تمايل به بي نظمي و ابهام؛ ضد ارزشهاي نرمال در جامعه بودن، و كلا ضد هر چيزي كه از رشد و پيشرفت جلوگيري كند؛ و مخالفت با قدرت متمركز سياسي [البته اينها تعريف هاي خيلي خلاصه و كلی هستند]
حالا خود punk... اعضاي پانك عقايد آزاديخاهانه شون رو از طريق هنرهاي مختلف ابراز مي كنن، كه مهمترين اونها موزيك ه. همچنين نقاشي، شعر، و داستان كوتاه. پانك ها از اين طريق از خلاقيتشون براي به نمايش گذاشتن نارضايتيشون از ظلمها و استبداد حاكم بر جامعه، استفاده مي كنن. موسيقي پانك داراي Lyric هاي خشمگين و تند و سريع، در مورد مدرسه/AcademY، ناخشنودي از شرايط اجتماعي، ارتباطها/relationships، و مسائل خانوادگي ست. يكي ديگه از مشخصات اين سبك اينه كه بعضي از آهنگهاش به كوتاهي 2 دقيقه است. ولي حتي تو اين زمان كم، آهنگهاش مي تونن حس خواننده رو منتقل كنن- كه اين آهنگها معمولا خشم و عصبانيت رو نشون مي دن. هدف اين موزيك شوك آوردن، اهانت كردن، و حمله كردن به ديدگاههاي عام است!
طرز لباس پوشيدن punk ها هم بيانگر ديدگاه اين سبك ه. پانك ها خودشون رو به شكلي در مي آرن كه خارج از عرف باشه؛ به اين ترتيب حسي كه نسبت به جامعه دارن، و همچنين ظلم ها و فقر در جامعه رو منعكس مي كنن. اونها از وسايل/object هاي معمولي اي مثل دكمه، تيغ، سوزن، و تكه هاي پارچه استفاده مي كنن، و به عنوان سمبل حس هايي كه مي خواد بيان كنن، از اونها استفاده مي كنن. پانک بودن كمك مي كنه كه هر كس بتونه فرديت/شخصيت خاص خودش رو پيدا كنه، بدون اينكه از طرد شدن يا مورد قبول واقع نشدن بترسه.
براي مثال، روي كلاه sweatshirt پانكي، تكه اي پارچه دوخته شده كه كلمهء Unity روش نوشته شده است... اين معاني مختلفي مي تونه داشته باشه، و در راس- خواستن وحدت در جامعه. و ژاكت جين پاره پوره اي كه روي اون كلمه هاي مختلفي نوشته شده كه نشون دهندهء سختيها، دردها، و ظلمهاييه كه جامعه ايجاد مي كند، مي باشد. پارگي لباس پانكها منعكس كنندهء فقر در جامعه و همچنين خشم است! در بين دختر و پسرهاي punk شلوار جين هايي كه رنگ و روشون رفته هم زياد ديده مي شه. بعضي از دخترها در پانك دامن هاي كوتاه يا شلوار چرم هم مي پوشن؛ همچنين گاهي آرايش غليظ، ولي خلاف عرف. موهاشون رو به رنگ هاي عجيب غريب مي كنن، و به صورت نا مرتب يا spiked يا به حالات غير معمول در مي آرن- درست خلاف اون چيزي كه تو جامعه مورد قبوله!
يه نكتهء جالب؛ چند روز پيش يه جايي خونده بودم كه كلا پول خيلي زيادي براي fashion هاي hip-hop در آمريكا خرج مي شه: اولا- دقت كنين، سبكي مثه hip-hop يه fashion لعنتي خاص داره كه مي خواد مردم ازش تقليد كنن! در حالي كه سبكي مثه Punk راه رو واسهء نشون دادن فرديت/individuallity خاص هر كس باز مي كنه!
دوما- مردم اين همه پول خرج مي كنن كه تو مد hip-hop باشن، در حالي كه سبكي مثل punk يكي از دلايل طرز لباس پوشيدنشون، منعكس كردن فقر تو جامعه است. فقط تفاوت رو ببينين!
band هايي مثل The Velvet Underground و The Silver Apples با تركيب كردن هنر، ايده آل هاي ضدارزش، و تقابل فرهنگي، با موزيك rock n roll، تاثير شگفتي در بوجود اومدن Punk Rock در دهه ي 70 داشتند. در اواخر دهه 60 و دهه 70، رويدادهاي اجتماعي، مانند جنگ ويتنام، تورم، و بيكاري، در موسيقي اون دوران خودش رو منعكس مي كرد. در حالي كه موسيقي جدي تر مي شد، اما ارتطباتش با مسايل روزمره زندگي كم مي شد و بيشتر حالت escapism (فرار از واقعيات) مي گرفت. در همين زمان بود كه گروههاي پانك در انگليس با تاثير گرفتن از اين جو، و همچنين با كمك از موسيقي بعضي از bandهاي آمريكايي، رو به گسترش رفتند. از اولين و مشهورترين اين گروهها، The Sex Pistols بود.
lyric هاي پانك بيشتر به محكوم كردن طبقه ي اشراف انگليس و بي صداقتيشون، و همينطور به اعتراض هاي نااميدانه و خشونت بار بر مسايل و مشكلات اجتماعي، مي پرداخت.
در سال 1976، manager گروه The Sex Pistols، مصاحبه اي با BBC ترتيب داد، كه در آن اعضاي Sex Pistols عقايد رو راست و رك، و در خيلي از مواقع- تهين آميزشون رو به عموم ابراز كردند. در پي اين مصاحبه وزير آموزش و پرورش انگليس و هيات مديره ي هنر لندن، مخالفتشون رو با پانك ها نشون دادند و به مردم ”قول دادند“ از پانك ها جلوگيري كنند!!
و بعد از همين مصاحبه بود كه پانك ها با مخالفت بيشتر عموم مواجه شدند. اما اين مخالفت نتيجه ي عكس داشت و تعداد بيشتري رو نيز به سوي خود جلب كرد. پانك باعث مي شد مردم نگاهي به برخي حقايق بياندازند، و عموم مردم از چيزي كه مي ديدن خوششون نمي اومد. (مثل اون جمله ي سينوهه كه مي گه: ”ممكن است لباس و زبان و رسوم و آداب و معتقدات مردم تغيير كنه، اما حماقت آنها عوض نخواهد شد؛ و در تمام اعصار مي توان به وسيله ي گفته ها و نوشته هاي دروغ مردم را فريفت. زيرا همانطور كه مگس عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ريا و وعده هاي پوچ را كه هرگز عملي نخواهد شد دوست مي دارند.“).... در كل پيام اصلي پانك اين بود كه هر كس، خودش باشه- يك individual (فرد) خاص براي خود باشه. John Lydon گفته بود ”تنها چيزي كه مي خوام به مردم بدم، فرديت خاص خودشونه....
Heavy Metal: بعد از اينکه هارد راک تو بريتانيا شکل گرفت در اواسط دهه ۷۰ به آمريکا رسوخ کرد و گروههائی اين سبک رو با حال و هوای خاص و با سليقه آمريکائی اجرا کردن . استفاده از کورد های سنگين تر و شعرهای رويائی و يا ترسناک از خصوصيات اين سبک ه که در اعتراض به وضعيت حاکم بر جامعه است. هوی متال هم برگرفته شده از blues/rock می باشد با صداهايی خشن تر و ممتد تر ولی همان اثرِ روانگردانی موسيقی اواخردهه ۶۰ را داراست. متال اثرِ blues را از بين برد و در عوض همان ريفهای قوی گيتار را باقی گذشت.
در اواخر دهه هفتاد هوی متال بعنوان يکی ازسبکهای موفق تجاری ظاهر شد که در واقع يکی از شاخه خه های rock & roll يا به بيانی بهتر فرمی تغيير يافته از آن است. در سه دهه بعدی ، موسيقی متال بعنوان عضوی جدا نشدنی از موسيقی روز و معمول مطرح شد و همواره در جدول پرفروشترين ها حضوری فعالانه داشت. بيشترِ مخاطبان اين سبک را نوجوانها بخصوص نوجوانان سفيد پوست تشکيل می دهند. منتقدين نيز نظرِ مثبتی راجع به اين سبک دارند و آنرا برخلاف باورِ عوام، متال را موسيقی ای بر پايه خشونت و صداهای ناهنجار نمي دانند. بلکه بر اين باورند که گيتاريستهايی اين سبک دارای تکنيک، سرعت و مهارت خوبی هستند. در تمام زيرشاخه های اين سبک نيز ديده می شود که گيتار به عنوان سازِ اصلی ايفای نقش می کند و اصولا گيتار محور اصلی موسيقی هوی متال را تشکيل می دهد و ريف همراه با سولو نقش اساسی را بازی مي کنند. به طورِ خلاصه مي توان گفت که هوی متال همان راک اند رول است بدون ته مايه بلوز و فراز و نشيبهای خاص ريتمها. اين خاص بودن را در تمام شاخه های موسيقی متال، از پاپ متال گرفته تا ترش متال، می توان مشاهده کرد. در آخر متذکر می شوم که در موسيقی متال تمام سازها، نه فقط گيتار، با خشونت هر چه بيشتر نواخته می شوند. گروههای معروف هوی متال دهه 70: Aerosmith - Kiss - AC/DC - Motorhead - Def Leppard - Iron Maiden
Thrash Metal: ترش متال اين سبك از موسيقي متال كه مملو از ريتمهاي مختلف به همراه صداي مخرب Distortion گيتار الكتريكي كه با صداي غيرطبيعي خواننده تركيب شده است، قفط براي تاثيرگذاري هر چه بيشتر مضامين اشعار خاصي استفاده مي شود كه تنها هدف آن در تلاش براي نمايش ترس از دنياي مدرن و پوچ امروزي، مرگ بدليل معضلات بي ارزشي چون: اعتياد، جنگ، اضطراب در مواجه شدن با فرهنگهاي نا آشنا و مخرب، تنفر از وضعيت نامناسب موجود، پرخاش به دولتمردان و سردمداران حاكم كه با واقعيتهاي زندگي انساني و معتقدانه بيگانه اند، سير مي كند.این Style رو اصلی ترین سبک مشتق از Heavy Metal میدونن. گیتاری پرخاشگر ، سرعتی ، تکنیکی ، جوی سنگین که عموما گیتار اون چیزی نا موزون و فراتر از ملودی آهنگ مینوازه. چیزی که شاید در اوابل کار با Speed Metal یکسان به حساب میومد. اما گروههای مثل Metallica و Megadeth که جزو بهترین های این سبک بودند چیزی فراتر از این رو به نمایش گذاشتند.
Power Metal: چیزی که به عقیده کارشناسان سعیش برای نشون دادن همه چیز ما بین NWOBHM تا Harcore Thrash ی که Pantera رو میشه ازش نام برد داره. در اون خشونت ذاتی Rock و Melody های زیبای Black و خشونت Vocal در Death به چشم میخوره. گروه هایی مثل Iced Earth ، Blind Guardian ، Pantera رو نمونه های خوبی برای Power میدونن.
Doom Metal: سبکی که سهم تکنیک رو در اون بسیار بالا میدونن. سبکی بسیارارام ، وحشت آور و با یک حس سنگین همراه میدونن. گیتاری تیره و سنگین رو برای القا این حس در این سبک استفاده کردند. گروههای خوب این سبک رو میشه Paradise Lost ، My Dying Bride و Anathema نام برد. گروههایی که به دلیل وجود این سبک حزن ، تیرگی ، استفاده از یک فضای سنگین و مهمتر از همه یک Technic خاص این سبک در کارهاشون دیده میشه.
Speed Metal: سبکی که شاید در اوایل دهه 80 جزو پرطرفدار ترین مشتقات Heavy به حساب میدومد. سبکی که طبق نامش سرعت اصلی ترین خصیصه اون به حساب میاد. سوزش و خشونت خاص خودش و حمله های سریع و دقیق به گیتار داره. چیزی که به سرعت با Thrash قرین شد و گروههای بزرگی مثل Metallica ، Slayer ، Megadeth و Anthrax ازش سود بردند.
Industrial Metal: سبکی مانند اسمش. سبکی که اون رو نوعی تلفیق از موسیقی Electronic و متال میدونن. کارهای عموما ریتمیک تر ، گاها با شکل Dance ، دارای گیتارهای با Distortion بالا و استفاده از صدای بلند . چه برای گیتار و چه برای Vocal . این سبک موسیقی به دلیل استفاده از ریفهای گیتار ، و استفاده از Distortion بالا توانسته در بین سبکهای متال جای بگیره. گروههای مثل Rammestein و Fear Factory رو میشه نمونه های این سبک دونست.
Progressive Metal: سبکی که خشونت ، صدای بالا و حس کلاسیک و بزرگ ProgRock رو در هم آمیخت. نمونه بارزش Dream Theater رو میشه نام برد. گیتار تکنیکی و سبک متفاوت آهنگ های این سبک نشان دهنده خاص بودن آن هم هست. چیزی که شاید در دید اول چندان متال به نظر نیاد.
Rap Metal: سبکی که از اسمش بر میاد که چه موسیقی ارایه میده. پیوند ما بین ریفهای خشن و سریع متال رو با گیتار متمایز سبک Rap پیوند زد. تا جایی که جزو پر طرفدار ترین های Alternative شد. شروع این سبک رو توسط Anthrax میدونن. با آن کار Comic خودشون با نام "I'm the Man," که در اون ریفهای سریع گیتار متال رو با Rap یکی کرد. این دسته از گروههای Alternative سبکهای دیگری از جمله Funk و Hip Hop رو هم به متال اضافه کردند. اما هیچ کدام مثل Rap Metal مورد توجه قرار نگرفتند. اما میان این گروهها هم Limpbizkit مورد توجه ترین در Rap Metal شد. این سبک جوی بسیار Heavy داره.
Goth Metal: سبکی که جو سرد و غم انگیز Goth Rock رو صدای بلند و خشن Heavy Metal پیوند میزنه. چیزی که حس Melodramic تاترو مسایل دینی و مذهبی و همینطور ترس اون رو میتونست به خوبی نشون بده. جوی که گروهایی مثل Judas Priest در اوایل کار از اون زیاد استفاده میکردند. شبیه سازی روح ، صداهای شدید آسمانی و از این قبیل که بعدها توسط همین گروه ها تحت عنوان Gothic نام برده شد. Gothic جوی سرد ، ترسناک و غم انگیزی داره. سبکی در اون سعی میشه صدای خواننده تاریک و تاریک تر به نظر بیاد. سبکی نزدیک به Doom .
PopMetal: سبکی که باز هم نامش نشان دهنده کارهاش هست. سبکی مهمترین خصیصه های Rock از جمله ریفهای گیتار رو با جو عمومی و شاداب تر POP پیوند زده. استتفاده از جنبه های متمایز و بارز پاپ مانند هم خوانی کردن از مهمترین خصیصه های این سبک است.
Alternative Metal: به عده خیلی ها Alternative رو شاید بشه مستقل تر از باقی Style های در نظر گرفت. چیزی که خودش از دل Heavy Metal که در حقیقت هسته مرکزی موسیقی متال هستش بیرون آمده. چیزی که اون گیتار Heavy رو داره. اما کمی با خواست عمومی منطبق تره. با توجه به نوع موسیقی که ارایه میده از سبکهای دیگر متال بیشتر در دید عموم مطبوع واقع میشه. سبکی که در بدو ورودش در بر دارنده Garage Punk ، Funk ، Rap ، Industrial و چندی دیگر بود. گروههایی مثل Korn و Tool رو میشه بهترین ها و سردمداران AltMetal دونست. اون رو به درست یا غلط گاها NU METAL و یا AGGRO METAL هم نام میبرند. گروههای مثل KORN ، Limp Bizkit و یا Marylin Manson رو بهترین های این موج نوی متال میدونن.
Scandinavian Metal: سبکی که اونرو در ابتدا مختص کشورهای حوضه Scandinavi مثل نروژ و سوئد میدونستند. چیزی مرکب از Black متال در نروژ و Death متال در سوئد. موسیقی با نویز بسیار بالا، شلوغ ، بینظم و جیغ وار که با جوی Melodic که با Keyboard ایجاد میکنند غمگین جلوه میکنه. جو سرد این موسیقی رو بارها و بارها به زمستانهای سرد این منطقه نسبت دادند. این سرما به خصوص در Black به چشم میاد. موسیقی که بعد از سالهای ابتدایی اون با تکنیک خاصی در اجرای گیتارها همراه شد. از این گروه ها میشه Opeth ، Therion و Burzum رو نام برد.
Symphonic Black Metal: موسیقی که برای اولین بار از Black متالهای نروژ منتشر شد. جوی سرد ، حزن انگیز ، خشن و با جوی Melodic با Keyboard . گاها در کارهای بزرگ این سبک از گروههای یزرگ ارکستر برای او جو ارکستریک و یا به عبارتی Melodic استفاده کردند که Dimmu نمونه بارز اونهاست. گروههای Black از ابتدا سعی بر برداشتن محدودیت های گیتار آرام و تلفیق آن با Goth متال داشتند. خصیصه وهم آور بودن و صدای سرد Goth با این کار به Black پیوست. این موسیقی با گروهایی مثل Gathering از صدای لطیف و احساسی خوانندگان زن هم بهره جست. Dimmu Borgir نمونه بی نقص این سبک به شمار میاد.
Death Metal: سبکی که از دل Thrash بیرون آمده. موسیقی که سعی بر نشان دادن جنبه های مرگ ، درد و رنج کشیدن داره. موسیقی که اشعار حزن انگیز اون با صدای بلند و خشن ادا میشه. موسیقی که سرشار از ملودی های زیبا و قوی است. این موسیقی شاید در دید عموم دارای هوادارن زیادی نباشه. اما جزو قوی ترین سبکهای موسیقی متال به حساب میاد. این سبک خود رو بی شک مدیون گروه Death و از اون مهمتر CHUCK بزرگ میدونه.
Black Metal: بلک متال در نروژ از زمانی پدید آمد که نئو وایکینگ های نروژ در جستجوی راه و وسیله ای برای نابود کردن مسیحیت در نروژ و بعد در تمام دنیا بودند و در این راه انسانهای بسیاری را کشتند و کلیساهای زیادی را آتش زدند و بلک متال را تا نهایت نواختند تا شاید خدای تاریک pagan ها باز گردد .
بازدید کنندگان و توریست ها از نروژ به عنوان کشور حماسه ها و افسانه ها یاد می کنند . پایتخت این کشور هم اسلو است که در مرکز این شهر همه چیز از خانه های سنگی زیبا تا معتادان و گدایان با قیافه های مختلف دیده می شود .در یکی از همین خانه های مرکز این شهر و در يک اتاق شش ضلعی گروه mayhem به عنوان اولین گروه بلک متال نروژ شکل گرفت . در این اتاق فرشهای بسیار کثیف در زیر پا ، صلیب های شکسته نازی بالای سر به همراه صلیب های برعکس و شمشیر وایکینگ ها که به در و دیوار آویزان شده دیده می شود . Hell hammer در حال حاضر تنها عضو باقی مانده از ترکیب تشکیل دهنده گروه است هر چند که همچنان شایعاتی مبنی بر جدایی او و پیوستنش به گروه marduk به گوش می رسد و حضور او در تور این گروه به این شایعات قوت می بخشد .
پایه و اساس این موسیقی در نروژ در اوایل دهه هشتاد شکل گرفت . اعضای این گروه در همان خانه زندگی می کردند که اطرافیان از این خانه به عنوان خانه ای شیطانی یاد می کنند .
Hell hammer می گوید : " وقتی برای خرید به مغازه ای می رفتیم پیر زن ها به محض دیدن ما فرار می کردند و به نوه ها و بچه هایشان می گفتند اینجا محل زندگی شیطان است "
البته گروه mayhem تلاش خاصی برای رفع این خرافه پرستی ها نکرد . گروه مشغول تمرین و کار بود که dead خواننده گروه مغز خود را با شات گان متلاشی کرد و اعضای گروه جنازه او را همان طور در حیاط خانه رها کردند تا جسد dead خوراک پرندگان شود .
Hell hammer می گوید: " این کار dead مرا متعجب نکرد چون او واقعا دیوانه بود و همیشه هم از قلعه های عجیب نروژ صحبت می کرد . "
Hell hammer و euronymous گیتاریست گروه اولین کسانی بودند که جنازه dead را دیدند و اورانیموس می گوید ما وقتی جنازه او را دیدیم که مغز او روی زمین ریخته بود و خون به دیوار ها ریخته بود .
Hell hammer می گوید: " اورانیموس قسمتی از مغز او را برداشت و با فلفل و سبزی پخت و خورد " Hell hammer اولین کسی بود که لباس این چنینی بلک متال را مد کرد . چکمه های بلند ، لباس جین ، ژاکت های چرمی سیاه به همراه پنتاگرامی که به گردنبندی که از استخوان جمجمه dead ساخته شده بود اولین تیپ بلک متال بود .
بلک متال همیشه موسیقی ترسناکی بوده و حتی گروههای انگلیسی مثل venom خود را به عنوان یک گروه شیطانی مطرح کرد و خود را طبق قوانین شیطان پرستی وفق دادند . اما وقتی که بلک متال به نروژ رفت تغییراتی اساسی در آن شکل گرفت و جنگی عظیمی که بر علیه مسیحیت با این موسیقی شکل گرفته و پیوند خورده نماد پیدا کرد. از گروههای دیگری که بعد از mayhem به این نهضت پیوستند می توان به dark throne ، immortal ، burzum ، marduk و emperor اشاره کرد که در ابتدا به صورت زیرزمینی تشکیل شده و رشد کردند . در همین زمان euronymous شرکت DSP را شکل داد . او به نوعی رهبر این نهضت محسوب می شد . Hell hammer در مورد او می گوید: " او احساسات نداشت . ترحم نداشت و همیشه هم می گفت که این نوع زندگی برایش لذت بخش است . "





